داستانهای الهام بخش از زنان دوچرخهسوار – دوچرخهسواری در تمام لحظات زندگی
با آغاز سال 1404 بسیاری از ما نگاهی به سالی که بر دو چرخ سپری کردیم میاندازیم – سالی پر از پیروزیهای شخصی، چالشهای غیرمنتظره و لحظاتی که یادآور میشوند چرا دوچرخهسواری جایگاه خاصی در زندگیمان دارد. برای برخی، این سال درباره غلبه بر قله هایی بوده که زمانی از آنها میترسیدیم؛ برای دیگری، یافتن جامعهای در مکانهای غیرمنتظره یا بازکشف شادی از طریق سنتهای دیرینه بوده است.
فهرست مطالب
به همین دلیل تصمیم گرفتیم داستانهایی از زنان دوچرخهسوار پرشور به اشتراک بگذاریم و درباره راههای منحصربهفردی صحبت کنیم که دوچرخهسواری در تار و پود زندگی روزمره آنها تنیده شده است. از طریق صدای چهار دوچرخهسوار، بررسی میکنیم که این ورزش در سال گذشته برای آنها چه معنایی داشته و چه انتظاراتی برای سال 1404 دارند!
دوچرخهسواری بهعنوان راهی برای زندگی و کشف افقهای جدید – تاماسین، بریتانیا
برای تاماسین کورنی، دوچرخهسواری در سال 1403 پناهگاهی در میان چالشهای زندگی بوده است. در 49 سالگی او با مسئولیتهای شخصی زیادی روبهرو شد، از حمایت از مادرش پس از از دست دادن پدر گرفته تا مقابله با پیچیدگیهای دوران پیشیائسگی و بیماری فیبروز کیستی. با همه اینها دوچرخهاش همراهی استوار بود که به او فرصتی برای فرار از سنگینی مسئولیتهایش میداد.
تاماسین میگوید: «فقط دانستن این که میتوانم پایم را روی رکاب دوچرخه بگذارم، مرا عاقل نگه داشته است.» چه در حال بالا رفتن از تپهها باشد و چه با دوستانش دوچرخهسواری کند، وضوح ذهنی و سلامت جسمی که از دوچرخهسواری به دست میآورد، منبع امید و پایداری برای او بوده است. «این کار فضایی برای ذهن آزاد میکند و موقتاً از آنچه گاهی مانند اقیانوسی از عدم قطعیت احساس میشود، رهایی میدهد.»
امسال، تاماسین دو ماجراجویی جدید را آغاز کرد. اولین مورد خرید اولین دوچرخه گرول (Gravel) بود که شادی یادگیری دوچرخهسواری را دوباره زنده کرد. او مهارتها و ماجراجوییهای جدیدی کشف کرد و این تجربه را «شادی خالص» توصیف کرد.
دومین لحظه برجسته او تحقق رؤیای دیرینه کار بهعنوان راهنمای دوچرخهسواری بود. او در یک اردوی آموزشی زنان بهصورت داوطلبانه شرکت کرد و از همبستگی، چالشها و اشتیاق مشترک به این ورزش لذت برد.
تاماسین درباره سال آینده میگوید: «امیدوارم سال 1404 شاهد تلاش بیشتر در جهت برابری و دیدهشدن در دوچرخهسواری حرفهای زنان باشد و دوست دارم نمایندگی و سرمایهگذاری بهتری در دوچرخهسواری حرفهای از کشورهای در حال توسعه در آفریقا ببینم.» به امید آن روز!
غلبه بر تپهها و پذیرش تغییر – لوئیس، کمبریجشایر
برای لوئیس، سال 1403 سالی بود که او بر ترس از تپهها غلبه کرد. او میگوید: «من در دشتهای کمبریجشایر زندگی میکنم، جایی که یک مسیر 100 کیلومتری ممکن است فقط 100 متر افزایش ارتفاع داشته باشد.» تپهها همیشه دلهرهآور بودند، اما امسال تصمیم گرفتم بهطور مستقیم با آنها روبهرو شوم.
از پیمودن جاده پایه کرینگورم در اسکاتلند بهتنهایی تا غلبه بر شیبهای تند گریول در دربیشایر، لوئیس خود را فراتر از منطقه امنش پیش برد. او میگوید: «دو هفته پیش، دو روز پشت سر هم روزهای شیبدار در اطراف ایلکلی و آتلی را تجربه کردم. برای من این بیشتر مربوط به ذهنیت است تا قدرت جسمانی. تلاش کردن، حتی اگر موفق نشوم، بزرگترین دستاورد من در سال 1403 بوده است.»
لوئیس به سال آینده امیدوار است و آرزوی شرایط امنتر برای دوچرخهسواریهای روزانهاش را دارد. او میگوید: «پریدن از روی چالهها، عبور از مدرسهها و توریستها میتواند سخت باشد.» بااینحال، او مشتاقانه منتظر استفاده از جمعههای آزاد شده برای سفرهای یکروزه دوچرخهسواری است. او با هیجان میگوید: «من در انتظار دوچرخهسواریهای آخر هفته و ماجراجوییهای جدید هستم.»
سفری از خاطرات و پایداری – جزمین، لنکشایر
برای جزمین، دوچرخهسواری یک ارتباط عمیق با اشتیاق شخصی و خاطرات عزیز است.
او میگوید: «این روزها، بیتعارف، رابطهای عاشقانه و تلخ با دوچرخهسواری دارم. همیشه این ورزش را دوست داشتهام و خواهم داشت، اما این ورزش همچنین مرا به یاد افرادی میاندازد که متأسفانه دیگر در کنارم نیستند. بدون آنها، امروز دوچرخهسوار نبودم.»
دستاورد برجسته او در سال جاری، کامل کردن یک مسیر 50 مایلی پرشیب از میان تپههای زیبای پندل در لنکشایر به همراه یکی از دوستان نزدیکش بود. ارتباط تاریخی این مسیر با جادوگران تپه پندل برای او اهمیتی احساسی داشت. او میگوید: «گرفتن عکسی در کنار مجسمه یکی از متهمان آن زمان، خاطرهای عزیز برای من به جا گذاشت.»
رابطه جزمین با دوچرخهسواری فراتر از چالشهای جسمانی است. امسال او پروژه منحصربهفردی را آغاز کرد: همکاری با یک سازنده محلی برای طراحی یک دوچرخه با فریم فولادی که مطابق اندازه و نیازهایش باشد. او توضیح میدهد: «بهجای خرید یک دوچرخه کربنی جدید، میخواستم چیزی داشته باشم که ارزش بیشتری داشته باشد و منحصربهفرد باشد.» این تصمیم او نشاندهنده باورش است که پیشرفت معنادار در ورزش از طریق تمرین، تغذیه و استراحت به دست میآید، نه صرفاً با اتکا به آخرین فناوری.
علاقه جزمین به تاریخ غنی دوچرخهسواری نیز عمیق است. از صعود تراژیک تام سیمپسون در مونونتو تا میراث کمپاگنولو، او از پرداختن به جزئیات تاریخی این ورزش لذت میبرد. او میگوید: «شگفتانگیز است که چطور دوچرخهسواری با تاریخ و فرهنگ گستردهتر درهمتنیده شده است.»
ساخت جامعه و جشن گرفتن دوچرخهسواری زنان – جولی، خیرونا
برای جولی، دوچرخهسواری پلی است که او را به جوامع محلی و جهانی متصل میکند. او که در خیرونا، اسپانیا زندگی میکند، خانهای در میان گروه پرشور دختران گریول خیرونا پیدا کرده است. او توضیح میدهد: «عشق مشترک ما به دوچرخهسواری به من کمک کرده تا موانع را پشت سر بگذارم و واقعاً بخشی از فرهنگ اینجا باشم.»
گردهماییهای اجتماعی ماهانه اغلب دوچرخهسواری را با سنتهای کاتالانی تلفیق میکنند. او به یاد میآورد: «یکی از دوچرخهسواریهای اکتبر با یک جشن سنتی کباب شاهبلوط در حیاط خانه به پایان رسید. و در کریسمس، شب خیریهای برگزار کردیم تا برای تأمین دوچرخه برای زنان و دختران در هند پول جمعآوری کنیم.»
یکی از لحظات برجسته جولی در سال جاری، هدایت گروهی از زنانی بود که بین سالهای 1984 تا 1989 در تور دو فرانس زنان اصلی مسابقه داده بودند. او میگوید: «ما تمام مراحل تور دو فرانس فمه با همکاری زویفت (Tour de France Femmes avec Zwift) را دنبال کردیم و مسیرها را هم رکاب زدیم و هم برای مسابقهدهندگان تشویق کردیم.» دیدن پیشرفت دوچرخهسواری زنان او را الهامبخشید. او میگوید: «بودن در این گردهمایی تجربهای بود که هرگز فراموش نمیکنم. شگفتانگیز است که چقدر دوچرخهسواری زنان پیشرفت کرده است.»
امیدهای جولی برای آینده شامل هدایت دوچرخهسواران زن بیشتر و ترویج گفتگوهایی درباره سلامت زنان در ورزش است. شور و اشتیاق او مسری است: «سال آینده مشتاقانه منتظرم تا زنان بیشتری را برای تجربه مسیرهای زیبای مایورکا یا دوچرخهسواری گرول فوقالعاده خیرونا راهنمایی کنم. من عاشق الهام بخشیدن به زنان برای امتحان کردن چیزهای جدید، بیرون آمدن از منطقه امن و بازگشت به خانه با تعجب و خوشحالی از دستاوردهایشان هستم، بهعلاوه دوستیهای جدیدی که روی دوچرخه شکل گرفته است.»
او با هیجان اضافه میکند: «مشتاقانه منتظرم دوباره به تماشای یک تور دو فرانس فمه هیجانانگیز دیگر بپردازم. همچنین خوشحالم که میبینم گفتگوهای بیشتری درباره سلامت زنان و اطلاعات مفید از طریق جوامع آنلاین و پادکستها در دسترس قرار میگیرد تا زنان در دوران پیش و پس از یائسگی ابزارها و اطلاعات لازم را داشته باشند. این زمان فوقالعادهای برای دوچرخهسواران زن است!
و سفرهای بایکپکینگ! ماجراجوییهای بیشتری در پیش است!»
امیدهای مشترک برای جامعه دوچرخهسواری
با وجود تفاوتهای مسیری که هر کدام طی کردهاند، تاماسین، جزمین، لوئیس و جولی امیدهای مشترکی برای آینده دوچرخهسواری زنان دارند. از ایجاد جادههای امنتر گرفته تا ساخت جوامع فراگیر، بازتابهای آنها نشاندهنده مسیری روشنتر برای آینده است.
همانطور که لوئیس میگوید: «دوچرخهسواری درباره تلاش کردن است، حتی اگر نتیجه ندهد. این تلاش و مسیر است که بیشترین اهمیت را دارد.»
به امید سالی دیگر از چرخش چرخها، شکستن مرزها و جشن گرفتن هر کیلومتری که طی میکنیم. سال 1404 مبارک!