مجله دوچرخه
اغراق در لوازم جانبی دوچرخه – گران ولی کم ارزش
دوچرخهات را برداشتی و رفتی برای یک رکابزنی. اما هرچه در این مسیر بیشتر پیش میروی، این ورزش کمکم به یک آیین لوکس تبدیل میشود — آیینی که دیگر نمیتواند بین «ارتقایی منطقی» و «باید یک وام جدید بگیرم» تفاوتی قائل شود. سبک زندگی سادهی دو چرخ و یک دنده، حالا به بازاری از ابزارهای عجیبوغریب، ارتقاهای متعدد و فناوریهای گیجکننده تبدیل شده که هرکدام قول میدهند دوچرخهسواریات را متحول کنند.
فهرست مطالب
البته، برخی نوآوریها واقعاً باعث شدهاند دوچرخهسواری سریعتر، ایمنتر و لذتبخشتر شود. اما در مقابل، بسیاری از لوازم جانبی فقط در حد یک شانه بالا انداختن ارزش دارند — با اینکه قیمتشان طوری است که انگار قرار است کل یک پارک دوچرخه بخری، نه فقط یک قطعهی کوچک و بیاهمیت.
پس این هم لیست ما از شش مورد از بیشازحد بزرگنماییشدهترین لوازم جانبی دوچرخه. آنها بیش از ارزش واقعیشان هزینه دارند، مشکلاتی را رفع میکنند که تقریباً وجود ندارند، یا فقط طراحی شدهاند تا کسانی را تحتتأثیر قرار دهند که خواندن مشخصات فنی را تفریح میدانند.
قرقره شانژمان بزرگ (Oversized Pulley Wheels)
چیزی شاعرانه در این هست که صدها دلار خرج کنی تا مشکلی را حل کنی که فقط در یک فایل اکسل قابل مشاهده است. البته «شاعرانه» شاید واژهی دقیقی نباشد، ولی راستش اجازه ندارم واژهای که واقعاً در ذهنم هست را اینجا به کار ببرم.
چرخدندههای بزرگتر در شانژمان بهعنوان دروازهای به سوی بازدهی سطح حرفهای معرفی میشوند. اما در واقعیت، اغلب کسانی که سراغشان میروند حتی نمیتوانند یک مرحله صاف از تور دو فرانس را به پایان برسانند. منطق پشت این شاهکار مکانیکی این است که با بزرگتر کردن چرخدندههای راهنمای زنجیر، اصطکاک در سیستم انتقال نیرو (Drivetrain) کمتر میشود. از نظر تئوری این حرف درست است – چرخهای بزرگتر باعث میشوند زنجیر خمیدگی کمتری داشته باشد و کمی مؤثرتر نیرو را منتقل کند. این نوع بهبودها در شرایط آزمایشگاهی و تحت تلاش کنترلشده، با تجهیزات گرانقیمت و در صدای ملایم تونل باد ثبت میشوند.
اما خارج از این خلأ، فواید آن کمرنگ میشود. آزمایشهای مستقل معمولاً نشان میدهند که صرفهجویی در توان، در بهترین حالت، حدود 2 تا 3 وات است. آن هم فقط وقتی که همهچیز بینقص باشد: تمیزی کامل، راستای ایدهآل زنجیر و سیستم انتقال نیرویی که در حد تیمهای حرفهای کار میکند. اما کافی است کمی گرد و غبار جاده وارد شود، یا تغییر دنده زیر فشار انجام گیرد، یا زنجیرتان از زمان کلاسیکهای بهاری به حال خود رها شده باشد – و دوباره برمیگردید به نقطهی شروع.
و همهی اینها برای دستاوردی است آنقدر شکننده که حتی دوچرخهسواران حرفهای با تیم مکانیک تماموقتشان هم سخت توجیهش میکنند. برای دوچرخهسوار معمولی، نهتنها بیفایده بلکه کاملاً اغراقآمیز است – مثل این است که برای چمنزنی، یک کتوشلوار دستدوز رسمی بپوشی. شما را سریعتر نمیکند، فقط باعث میشود مسخرهتر به نظر برسید، آنهم در حالی که هیچجایی نرفتهاید.
زینهای چاپ سهبعدی (3D-Printed Saddles)
واژههای مد روز همیشه همانها هستند. چه پای «هوش مصنوعی» وسط باشد، چه «چاپ سهبعدی»، یا «کامپوزیت تکشاخ با فوم کوانتومی»، مردم عقلشان را از دست میدهند. قیمت دیگر مهم نیست. 10 میلیون؟ اشکالی ندارد. 100 میلیون؟ پولم را بگیر. فرزند اول؟ فقط دربارهی جزئیات صحبت کنیم. تا وقتی آن عبارت جادویی از برگهی مشخصات به دوچرخهشان منتقل شود، دیگر مهم نیست.
زینهای چاپ سهبعدی تاج افتخار این رفتار هستند. آنها بهعنوان – صبر کنید – «انقلابی» معرفی میشوند. چقدر اصیل، واقعاً. ترکیبی بینظیر از راحتی، عملکرد و طراحی آیندهنگر. به شما گفته میشود که ساختار شبکهای آن با آناتومی شما سازگار میشود، لرزشها را جذب میکند، و استخوانهای نشیمنگاهتان را با مهربانی پرستار بچهای ویکتوریایی در آغوش میگیرد. اما آنچه واقعاً دریافت میکنید، چیزی شکننده و صنعتی است که بیشتر به صحنهی یک فیلم علمی-تخیلی میخورد و حسی نزدیک به نشستن روی راکت تنیس دارد.
طنز ماجرا اینجاست که راحتی زین همیشه موضوعی عمیقاً سلیقهای و شخصی بوده. هیچ گزینهای نیست که برای همه مناسب باشد. اما زینهای سنتی، با شکلها، پهناها و پدهای متنوع، همین حالا هم تنوع کافی برای پیدا کردن گزینهی مناسب را ارائه میدهند. اگر هیچکدام از آنها برایتان کار نمیکند، احتمال اینکه یک توری پلاستیکی چاپشده بهصورت دیجیتال مشکل شما را حل کند، بسیار کم است.
واقعیت این است که زینهای چاپ سهبعدی در چیزی واقعاً مهارت دارند: بازاریابی. ظاهرشان گران و خاص است. در عکسها خوب درمیآیند. به کسانی که پیچیدگی را با کیفیت یکی میدانند، میگویند «من یک دوچرخهسوار جدی هستم». اما پس از چند سواری طولانی و چند انگشت پای بیحس، بیشتر دوچرخهسواران آنها را بیسروصدا کنار میگذارند — درست کنار رؤیاهایشان از پیشرفت بیدردسر.
بست قمقمه فیبر کربن (Carbon Bottle Cages)
کم کردن وزن دوچرخه، در اصل، هدفی شریف است. اما وقتی برای کاهش وزنی معادل یک عدد پاور ژل 5 میلیون پرداخت میکنی، شاید وقت آن رسیده که یا با یک رواندرمانگر مشورت کنی یا حداقل نگاهی عمیق به آینه بیندازی — ترجیحاً نه آینهای که از فیبر کربن ساخته شده!
راههای زیادی برای هدر دادن پول در دنیای دوچرخهسواری وجود دارد، اما بست قمقمه کربن یک شاهکار تمامعیار در بیمعنایی است. قطعهای که تنها وظیفهاش نگه داشتن یک بطری آب بدون شکستن است، این مجسمههای سبکوزن در هر مرحله بیشتر قول میدهند و کمتر عمل میکنند. بله، سبک هستند. اما ظاهراً عقل سلیم هم همینطور. این قفسهها ترک برمیدارند، سر و صدا ایجاد میکنند و گاهی وقتها هم با اولین دستانداز، قمقمهات را مستقیم به جهان زیرین پرتاب میکنند.
حتی برای دوچرخهسواران حرفهای هم این تجمل بیفایده است. اتحادیه جهانی دوچرخهسواری (UCI) محدودیتهای سختگیرانهای برای حداقل وزن دوچرخه اعمال میکند، پس عاقلانهتر آن است که کاهش وزن را روی بخشهایی اعمال کنیم که واقعاً مهماند، نه روی چیزی که به اندازهی یک گیره کاغذ سبکتر شده است و همانقدر هم کارآمد.
سینی طبق فیبر کربن (Carbon Chainrings)
حالا که بحث فیبر کربن شد، برویم سراغ چیزی که دستکم در ظاهر مثل یک ارتقای واقعی به نظر میرسد: سینی کربن. هیچچیز مثل پرداخت هزینههای هنگفت برای قطعهای که سریعتر از اشتیاق شغل اول یک نوجوان فرسوده میشود، آدم را ناامید نمیکند. با این تفاوت که آن نوجوان ممکن است روزی با تجربه برگردد، ولی طبققام کربنی فقط میشکند.
البته انصافاً، مدتی کار میکند — کوتاه. سبک است، سفت و محکم است، و شاید هنگام وارد کردن توان بالا، کمی مزیت عملکردی بدهد. اما خیلی زود فرسوده میشود، قیمتش بیشتر از کل سیستم انتقال نیروست و از تغییر دنده زیر فشار شدیداً متنفر است. که خب، برای قطعهای که اساساً باید زیر فشار دنده عوض کند، این یک ایراد اساسی است. به همین دلیل، حرفهایها فقط در تایمتریال از آن استفاده میکنند و بیشتر از جورابشان تعویضش میکنند. برای بقیهی ما، فقط راهی پرخطر است برای اینکه سیستم انتقال نیرویمان بیشتر شبیه نمایش مد باشد تا ابزار عملکردی.
زنجیرهای فوقگران با اصطکاک کم (Super-Expensive Low-Friction Chains)
و حالا که بحث سیستم انتقال نیرو مطرح شد، بیایید درباره زنجیرهای اصطکاک پایین صحبت کنیم. آنهایی که آنقدر گراناند که باید یک دست و یک پا بفروشی — اگرچه بازار سیاه این روزها کمی راکد شده، پس شاید مجبور شوی یک شانه یا حداقل دو سه انگشت هم اضافه کنی. این زنجیرها معمولاً واکسکاری شدهاند، صیقل داده شدهاند، در اشکهای اسب تکشاخ حمام گرفتهاند و مثل استیکهای درجه یک، در خلأ مهر و موم شدهاند. قول میدهند یکی دو وات صرفهجویی بدهند، شاید سه وات اگر راستای زنجیر عالی باشد، پدالزدن دقیق باشد و به خدایان رکابزنی هم قربانی داده باشی.
در آزمایشگاه، کار میکنند — برای مدت کوتاهی. ولی به محض اینکه وارد مسیر گِلی یا جاده خیس شوی، یا حتی در یک مسیر شهری کمی گرد و خاک بخورد، آن پوشش افسانهای صرفهجویی در وات، همانقدر دوام میآورد که غرورت بعد از یک ایستادن ناموفق در پیست دوچرخهسواری.
تبلیغات میگوید سریعتر میشوی. واقعیت این است که فقط فقیرتر میشوی. هر چاله آب، هر ذره گردوغبار، تهدید مستقیمی است برای سرمایهگذاریات. و مگر اینکه از آن دسته آدمهایی باشی که بیشتر از ظرفشویی، زنجیر را واکس میزنند، بهتر است از همان زنجیرهای معمولی استفاده کنی و فقط کمی زودتر تعویضش کنی.
پایههای گرانقیمت گوشی (Expensive Phone Mounts)
پایههای گوشی ذاتاً چیز بدی نیستند. اگر در حال رفتوآمد شهری، مسیریابی در خیابانها یا فقط رکابزدن تا پارک هستید، اینکه گوشی جلوی چشمتان باشد، کاملاً منطقی است. یک بند سادهی 200 هزار تومنی هم این کار را بهخوبی انجام میدهد — و اگر هم نه، کنار آمدن با آن فقط 200 تومن هزینه دارد. مشکل زمانی شروع میشود که این راحتی ساده، با برچسب «عملکرد حرفهای» دوباره بستهبندی میشود. ناگهان پای یک «سیستم» وسط میآید: باید قاب مخصوص بخری، قفل اختصاصی، ضربهگیر برای لرزش، و شاید حتی یک بند پشتیبان برای اینکه گوشی وسط سرازیری پرتاب نشود. وقتی همهی اینها را جمع بزنی، با همان پول میتوانستی یک کامپیوتر دوچرخه سطح ابتدایی بخری و هنوز هم برای قهوه و کیک پول باقی میماند.
اگر واقعاً برای دوچرخهسواری جدی هستید — تمرینات اینتروال، پایش ضربان قلب، اتصال به سنسورها — بهتر است از ابزار مناسب استفاده کنید. هیچ پایه گوشیای، حتی اگر خیلی هم گران باشد، گوشی شما را به کامپیوتر دوچرخه تبدیل نمیکند. فقط آن را به یک کیلومترشمار خیلی ظریف، خیلی در معرض آسیب، و خیلی گران تبدیل میکند. و اگر اهل دوچرخهسواری جدی نیستید؟ همان بند پلاستیکی هنوز هم گزینهی بدی به نظر نمیرسد.
هزینهی سریع بهنظر رسیدن
دوچرخهسواری برایتان مهم نیست که چه چیزهایی خریدهاید. برایش اهمیتی ندارد که چقدر هزینه کردهاید، جنسشان چیست، یا تبلیغات چقدر هوشمندانه بودهاند. فقط برایش مهم است که سوار شوید. واقعیت ساده است: با ارتقای قرقره شانژمان یا نمایش دادن تجهیزات کربنی سریعتر نمیشوید. با سختتر رکاب زدن سریعتر میشوید. با بیاهمیت دانستن این چیزها، باحالتر جلوه میدهید.
بیشتر لوازم فهرست شده در این مقاله برای این طراحی شدهاند که به شما میانبر بفروشند. اما میانبری وجود ندارد. پولتان را نگه دارید و سوار دوچرخهتان شوید.
عالی بود و مفید
حال کردم 😄👍🏻
درود. متن عالی بود (مخصوصا که همراه چاشنی طنز بود) و کاملا درست، ولی پایه قمقمه دیگه محشر بود😀 هیچ کدام از این تجمل ها لذت دوچرخه سواری نمیاره(و نه قهرمانی) تنها نتیجه اش سرخوردگی از دوچرخه سواری (حتی ورزش) و ذلت از دست دادن پول و سرمایه هست.
اینو دوستان سایکلی بیشتر درک میکنند چون بارها شده یکی با دوچرخه و وسایل ساده تر سفر رفته ولی بیشتر لذت برده،خاطره ساخته، ارتباط گرفته و …
پاینده باشید
خوشحالیم که هم عقیدهایم باهم 😍