کاوش

گرمای تابستان از راه رسیده: چگونه در دمای بی‌سابقه دوچرخه سواری کنیم؟

دوچرخه سواری در تابستان

ما اینجا نیامده‌ایم درباره تغییرات اقلیمی بحث کنیم. کافی است نگاهی به دماسنج بیرون بیندازید؛ انگار دارد تلاش می‌کند پا در بیاورد و برود زیر سایه. درست مثل چند سال گذشته، تابستان با شعله‌افکن سر رسیده است. البته مسیرهای خشک بعد از گل‌ولای‌های بهاری تغییر خوشایندی هستند، اما مشخص است که طبیعت در اعتدال چندان مهارت ندارد.

فهرست مطالب

با این حال، کمی گرما که کسی را نکشته ولی خب، راستش این هم کاملاً درست نیست. ولی مطمئناً مانع نمی‌شود که ما از کوه بالا برویم و سواری کنیم، درست است؟ تنها کافی است کمی هوشمندانه عمل کنیم. با همین دیدگاه، بیایید درباره تاکتیک‌های بقا در موج گرما برای دوچرخه‌سواران MTB صحبت کنیم.

غلبه بر گرما

منظره از تابستون تو رکوردهای دمایی

بهترین زمان برای دوچرخه‌سواری تابستانی صبح زود است. اگر آن را از دست بدهید، دیگر سواری نمی‌کنید؛ در واقع در حال پخته شدن هستید! پس خورشید را در بازی خودش شکست دهید و قبل از آنکه طلوع کند، راهی شوید.

اگر قصد یک برنامه کوهستانی جدی دارید، تلاش کنید صعودهایتان را قبل از اینکه دماسنج به 30 درجه برسد تمام کنید. بعد از آن، خورشید دیگر یک ویژگی جوی نیست؛ یک تهدید مستقیم است. اگر دما بالاتر از 37 درجه برود ــ همان دمای بدن شما ــ وارد منطقه خطر شده‌اید. در چنین شرایطی لطف بزرگی به خودتان کنید و به سراغ یک آلاچیق سایه‌دار، یک کافه با تهویه مطبوع، یا دست‌کم یک درخت پرپشت بروید. تا وقتی هوا از حالت «سوپ داغ» خارج نشده، دوباره بیرون نروید. کوهستان جایی نمی‌رود.

البته گاهی لازم است به خانه برگردید، حتی وقتی جاده مثل ماهیتابه داغ است. اشکالی ندارد، فقط به فکر رکوردزنی نباشید. نه KOM، نه رکورد شخصی. فقط آرام حرکت کنید، انگار می‌خواهید مزاحم فتوسنتز نشوید. در این شرایط همیشه در سایه بمانید، مرتب استراحت کنید ــ مخصوصاً اگر احساس سرگیجه کردید ــ و طوری رکاب بزنید که گویی به تلاش زیاد حساسیت دارید. تنها معیاری که در این هوا اهمیت دارد، میزان زنده ماندن است، نه عملکرد ورزشی.

بدون حماسه‌سازی

تابستان زمان مناسبی برای ماجراجویی‌های 150 کیلومتری با سه عکس قله و یک خرابی مکانیکی در وسط ناکجا نیست. این ماجراجویی‌های طولانی را بگذارید برای بهار یا پاییز؛ زمانی که خورشید قصد سرخ کردن کله شما را ندارد.

وقتی گرما شدید است، سواری کوتاه عاقلانه‌تر است. مسیرهایتان را به سه یا چهار ساعت محدود کنید و سراغ مسیرهای دورافتاده نروید مگر اینکه 100٪ مطمئن باشید در صورت بروز مشکل می‌توانید برگردید. گرمازدگی وسط یک حلقه‌ی بک‌کانتری (دور کوهستانی) به هیچ عنوان باعث رشد شخصیت نمی‌شود. مطمئن باشید اگر شما را نکشد، قوی‌ترتان هم نمی‌کند. اگر قصد صعود دارید، این کار را صبح زود انجام دهید. آن جاده‌ی شیب‌داری که معمولاً در خنکی سایه می‌بلعید، ظهر تبدیل به یک کوره‌ی همرفتی می‌شود. و نه، اینکه فقط برای گفتنش حلقه را کامل کنید قهرمانانه نیست؛ این همان راهی است که باعث می‌شود بی‌حال و تهوع‌زده روی یک سنگ با صفر خط آنتن و یک خط کارکرد مغز بیفتید.

سواری‌های کوهستانی لازم نیست حماسی باشند تا ارزشمند شوند. کافی است در پایان، سیستم دنده‌تان سالم باشد و مغزتان همچنان کار کند.

درختان کولر طبیعی شما هستند

منظره از تابستون

درختان نخستین سیستم تهویه مطبوع طبیعت‌اند. بدون برق، بدون عذاب وجدان بابت کربن، فقط با چند میلیارد حشره که دقیقاً همان ایده شما را داشته‌اند. اما خب، در مقایسه با گزینه دیگر، تکان دادن دست‌ها مثل دیوانه‌ها قطعاً بهتر از آن است که مغزتان واقعاً بپزد.

اگر در میان جنگل‌های انبوه رکاب می‌زنید، همین حالا برنده‌اید. سایه بیش از آنچه فکر می‌کنید اهمیت دارد. حتی در ارتفاعات پایین‌تر، رکاب‌زدن زیر سقف درختان می‌تواند دمای مسیر را چند درجه کاهش دهد. این فقط هوا نیست؛ بلکه زمین هم خنک‌تر می‌شود. نور کمتر به معنای گرمای کمتر است که از روی سنگ‌ها، خاک و صورت شما بازتاب می‌شود. مسیرهایی انتخاب کنید که در داغ‌ترین ساعات روز درختان آن‌ها را پوشانده باشند. رکاب‌زدن در تک‌مسیرهای جنگلی فقط خنک‌تر نیست؛ بلکه به مدیریت انرژی هم کمک می‌کند. کمتر در معرض آفتاب قرار می‌گیرید، کمتر دهیدراته می‌شوید و احتمال بیشتری دارد که بدون احساس کباب‌شدگی به خانه برگردید.

زمین‌های باز شاید روی نقشه وسوسه‌کننده به نظر برسند، اما مگر اینکه واقعاً یک مار باشید، تا می‌توانید از خورشید دوری کنید. جنگل‌ها این شانس را به شما می‌دهند که تمام روز رکاب بزنید.

ارتفاع گرفتن برای یک بار هم که شده خوب است

بالا رفتن معمولاً انتخاب درستی در زندگی نیست. مگر اینکه روی دوچرخه کوهستان باشید و تصمیم نداشته باشید از درون بپزید. هر چه بالاتر بروید، هوا خنک‌تر می‌شود. این یک اصل ساده فیزیک است. بنابراین اگر در زمان موج گرما قصد سواری دارید، به سمت ارتفاعات بروید. مسیرهایی که بالاتر از 1500 متر قرار دارند اغلب کاهش محسوسی در دما دارند و اگر خوش‌شانس باشید، نسیمی هم می‌وزد که مثل سشوار داغ به نظر نمی‌رسد.

فقط یادتان باشد، ارتفاع گرفتن فقط زمانی به کار می‌آید که قبل از روشن شدن “شعله‌افکن خورشید” به آنجا برسید. همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، باید زود شروع کنید و در حالی که هوا هنوز نسبتاً خنک است صعود کنید.

وقتی به بالا رسیدید، از هوا لذت ببرید اما مغرور نشوید. تابش شدید خورشید در ارتفاع همچنان می‌تواند شما را برشته کند و همیشه هم سایه‌ای برای پناه گرفتن وجود ندارد.

نوشیدنی خود را تقویت کنید

قمقمه سوار بر دوچرخه!

 از یک دمای مشخص به بعد، بدن دیگر مثل یک ماشین روغن‌کاری‌شده عمل نمی‌کند و بیشتر شبیه یک آب‌پاش خراب می‌شود. مایعات از هر طرف خارج می‌شوند، نمک از منافذ پوست بیرون می‌ریزد و حدوداً بعد از دو ساعت، مغز شما وارد حالت ذخیره انرژی می‌شود.

اینجاست که الکترولیت‌ها وارد عمل می‌شوند. آن‌ها را به‌عنوان تیم نگهداری داخلی مسیر در نظر بگیرید. بدون آن‌ها همه چیز خشک، سفت و در نهایت فروپاشیده می‌شود. پس فقط آب ساده ننوشید؛ آن را تقویت کنید. هر دو یا سه بطری (بسته به میزان دشمنی خورشید با شما در آن روز) یک قرص الکترولیت به آب اضافه کنید. به طعمش کاری نداشته باشید، اگر اصلاً بشود آن را طعم نامید؛ چیزی شبیه عرق موش‌مرده! این نوشیدنی قرار نیست خوشمزه باشد. برای این است که ماهیچه‌ها، قلب و مغزتان همچنان کار کنند و انگار هنوز برای زنده ماندنتان اهمیتی قائل‌اند.

اگر بی‌احتیاطی کنید و فقط به آب ساده تکیه کنید، بدن در نهایت وقتی که همه مواد معدنی ضروری‌اش تخلیه شود، دیگر احساس تشنگی‌تان را رفع نخواهد کرد. در آن مرحله، شما وارد منطقه پیش‌گرفتگی عضلات شده‌اید و بهتر است هرچه زودتر برنامه را جمع کنید، قبل از اینکه پاهایتان شروع به گره زدن به خودشان کنند.

الکترولیت‌ها چیز لوکسی نیستند؛ کاربردی‌اند. و همان چیزی هستند که تفاوت بین تمام کردن سواری و تمام کردن عضلات ساق پای شما را رقم می‌زنند.

آرام رکاب بزنید یا با آمبولانس برگردید

در گرمای شدید، بدن شما از یک جایی به بعد دیگر نمایشی رفتار نمی‌کند و واقعاً برنامه خروج می‌چیند. این لحظه معمولاً درست بعد از شروع توهمات و کمی پیش از شورش کامل پاها فرا می‌رسد. این دیگر «تحمل کردن» نیست؛ این سیستم داخلی شماست که برای بخشش التماس می‌کند. بخششی که باید جدی بگیرید.

در گرما، سخت رکاب زدن بیشتر از اینکه نشانه اراده باشد، نشانه خوش‌بینی بی‌ملاحظه است. اگر دیدتان تار شد، پاهایتان مثل اینکه نرم‌افزار مستقل خودشان را آپدیت می‌کنند، یا افکارتان در حال ذوب شدن و تبدیل شدن به سوپ جو بود، وقت توقف است. نه بعداً، نه کنار درخت بعدی. همین حالا. گرمازدگی شوخی‌بردار نیست و پیامدهای جدی خواهد داشت. پس به بدن خود گوش دهید، وگرنه باید به آوای موزون آژیر آمبولانس گوش بسپارید.

البته هدف اصلی این است که اصلاً به این نقطه نرسید، و این ساده‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. فقط آرام رکاب بزنید. نه اسپرینت، نه صعودهای تند، نه رکورد شخصی. فقط یک سواری آرام. شما با غش کردن وات بیشتری به دست نمی‌آورید؛ فقط خودتان را مثل یک خوراک قربانی تقدیم خورشید می‌کنید. رکاب زدن در گرما یعنی اینکه سالم، کامل و بدون آسیب مغزی به خط پایان برسید. همین هدف برایتان کافی است.

برای جوشیدن امتیاز اضافه نمی‌گیرید

همه‌ی ما یک سواری خوب را دوست داریم. اما بین تعهد و خودتخریبی عرق‌آلود خط باریکی وجود دارد. تابستان اهمیتی به آمادگی جسمانی شما نمی‌دهد. فقط می‌خواهد ببیند آیا داوطلبانه خودتان را روی یک جاده‌ی خاکی کباب می‌کنید چون غرورتان گفته «فقط یک دور دیگر»؟

دمای بی‌سابقه یک چالش نیست؛ یک هشدار است. و اگر با آن مثل یک فرصت تمرینی برخورد کنید، تعجب نکنید وقتی سواری‌تان با دراز کشیدن زیر یک بوته تمام شود، در حالی که دارید با پرنده‌های زیبایی که بالای سرتان پرواز می‌کنند معامله می‌کنید تا برایتان کمک بفرستند.

پس عاقلانه رکاب بزنید، زود رکاب بزنید، در سایه رکاب بزنید و اجازه ندهید امدادگران کوه با آمبولانس سراغتان بیایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *