آمادگی جسمانی چقدر سریع از بین میرود؟
سؤالی که هر دوچرخهسواری بعد از یک وقفه از رکابزدن از آن میترسد: آمادگی جسمانی چقدر سریع از بین میرود؟
وقتی رکابزدن را متوقف میکنید، چه اتفاقی برای آمادگی جسمانی شما میافتد؟
تقریباً هر دوچرخهسواری دیر یا زود ناچار میشود برای مدتی از رکابزدن فاصله بگیرد.
از «وقفههای برنامهریزیشدهی خارج از فصل» گرفته تا بیماری، آسیبدیدگی، مسائل خانوادگی، تعهدات کاری و اجتماعی، دلایل زیادی وجود دارد که باعث میشود در مقطعی برای مدتی از دوچرخه دور بمانید.
وقتی مجبور میشویم رکابزدن را متوقف کنیم ــ چه بهدلیل یک وقفهی اجباری و چه صرفاً بهخاطر از دستدادن عادت ــ یک نگرانی رایج این است که آیا تمام آن آمادگی جسمانی که با زحمت به دست آمده، در یک چشمبههمزدن از بین میرود یا نه؛ و اینکه وقتی دوباره بتوانیم به تمرین منظم برگردیم، آیا مدت زیادی طول میکشد تا دوباره احساس قدرت کنیم.
پس آمادگی جسمانی چقدر سریع از دست میرود؟ و با چه سرعتی میتوان آن را دوباره به دست آورد؟
فهرست مطالب
در اینجا بررسی میکنیم که در نتیجهی یک وقفه از رکابزدن چه تغییراتی در بدن و آمادگی جسمانی شما رخ میدهد و در چنین شرایطی چه کارهایی میتوانید انجام دهید تا افت آمادگی را بهطور مؤثر برعکس کنید یا به حداقل برسانید.
مراحل کاهش آمادگی ناشی از عدم تمرین
مرحلهی اول: 1 تا 14 روز
در 14 روز نخستِ دوری از دوچرخه، «دترینینگ» معمولاً بسیار اندک است و بهسرعت قابل جبران خواهد بود.
این کاهش آمادگی عمدتاً نتیجهی کاهش حجم خون است؛ یا به بیان دیگر، کاهش مقدار کل خون در بدن. این موضوع میتواند حتی پس از تنها دو روز دوری از دوچرخه آغاز شود. کاهش حجم خون هم به دلیل افت حجم پلاسما (مقدار مایع موجود در خون) و هم کاهش حجم گلبولهای قرمز (تعداد سلولهای خونیِ حامل اکسیژن) رخ میدهد.
کاهش حجم خون دو پیامد اصلی دارد. نخست اینکه ظرفیت خون برای انتقال اکسیژن به عضلات در حال فعالیت کاهش مییابد. دوم اینکه قلب بین هر ضربان، بهخوبی از خون پر نمیشود و در نتیجه، در هر ضربان خون کمتری پمپاژ میکند.
مجموع این عوامل باعث میشود اکسیژن کمتری به عضلات فعال برسد و VO₂max ــ یعنی بیشترین نرخی که بدن میتواند اکسیژن را دریافت و پردازش کند تا انرژی تولید شود ــ کاهش یابد.
پس از شش تا ده روز دوری از دوچرخه، عضلات نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. این تأثیر شامل تغییراتی در ناقلها و آنزیمهایی است که مسئول انتقال سوخت به داخل عضلات و پردازش آن برای تولید انرژی هستند.
مطالعات نشان میدهد این تغییرات میتواند در دوچرخهسواران بسیار تمرینکرده، ظرفیت عضلات برای استفاده از اکسیژن در تولید انرژی را تا حدود 50 درصد کاهش دهد. البته باید گفت که این یک مثال افراطی است و دوچرخهسواران معمولی و تفریحی معمولاً با افت بسیار کمتری روبهرو میشوند.
در عمل، ممکن است متوجه شوید که ضربان قلب شما برای یک توان خروجی مشخص، حدود پنج تا 10 درصد بالاتر از قبل است؛ این یک سازوکار جبرانی است تا کمبود اکسیژنی را که در هر ضربان به عضلات میرسد، جبران کند.
همچنین ممکن است احساس کنید نمیتوانید به اندازهی قبل فشار بیاورید، بهویژه در تلاشهایی که بین سه تا 20 دقیقه طول میکشند؛ تلاشهایی که بهشدت به VO₂max وابستهاند.
علاوه بر این، ممکن است لازم باشد در رکابزدنهای طولانیتر کمی بیشتر غذا بخورید تا دچار افت انرژی (bonk) نشوید، زیرا عضلات گلیکوژن کمتری ذخیره میکنند. درک ذهنی شما از شدت تمرین و سطح لاکتات خون نیز ممکن است کمی بالاتر از حد معمول باشد.
مرحلهی دوم: 2 تا 4 هفته
برخلاف 14 روز نخست که آثار دترینینگ (کاهش آمادگی ناشی از عدم تمرین) نسبتاً جزئی و بهراحتی قابل بازگشت هستند، بازهی زمانی دو تا چهار هفته جایی است که کاهش آمادگیِ جدیتر کمکم آغاز میشود.
در طول این دوره، شاهد بروز تغییرات ساختاری بزرگتری در بدن هستیم. برای مثال، ضخامت بطن چپ قلب میتواند شروع به کاهش کند؛ موضوعی که بیشازپیش میزان خونی را که قلب در هر ضربان میتواند پمپاژ کند، محدود میسازد.
به نظر میرسد این اتفاق بهویژه در هفتههای دوم تا سوم رخ میدهد و پس از آن به حالت پایدار میرسد. این تغییر در اندازهی عضلهی قلب (در کنار تغییراتی که در مرحلهی اول اتفاق میافتند) باعث کاهش VO₂max در حدود 4 تا 14 درصد در دوچرخهسواران بسیار آماده، و حدود سه تا شش درصد در دوچرخهسواران با سطح تمرین پایینتر میشود.
همچنین در حدود هفتههای دوم تا سوم، کاهش در تراکم مویرگی مشاهده میشود. مویرگهای اطراف عضلات نقش مهمی در تضمین انتشار مؤثر اکسیژن از خون به عضلات دارند و یکی دیگر از عوامل مؤثر بر VO₂max و همچنین توان آستانهای (مانند توان آستانهی عملکردی یا FTP) به شمار میآیند.
تواناییهای استقامتی نیز میتوانند شروع به افت کنند. بر اساس یک مطالعه، زمان تا واماندگی (time to exhaustion) میتواند تا حدود 25 درصد کاهش یابد؛ هرچند این مورد نسبتاً افراطی به نظر میرسد و مطالعات دیگر کاهشهای ملایمتری در حد کمتر از پنج تا 10 درصد را گزارش کردهاند. سطح اولیهی آمادگی جسمانی عامل تعیینکنندهی مهمی در میزان از دست رفتن استقامت دوچرخهسواری است، بهطوریکه ورزشکاران آمادهتر افت بیشتری را تجربه میکنند.
بهطور کلی، در این بازه کاهش محسوستری در آمادگی جسمانی احساس خواهید کرد. توان انفجاری، استقامت و توان آستانهای همگی افت میکنند و بازگرداندن این تغییرات زمانبرتر خواهد بود؛ چراکه لازم است هم تغییرات ساختاری در اندازهی عضلات و تراکم مویرگی و هم تغییرات گذرای مرحلهی اول معکوس شوند.
همچنین متوجه خواهید شد که پاسخ ضربان قلب کندتر شده است. پس از یک تلاش شدید، ضربان قلب دیرتر پایین میآید، ممکن است هنگام افزایش شدت تمرین، آهستهتر بالا برود و برای یک توان مشخص، نرخ تنفس شما بالاتر از حد معمول باشد.
مرحلهی سوم: 4 هفته و بیشتر
اگر چهار هفته یا بیشتر از دوچرخه دور باشید، بسیاری از سازگاریهای کاهشی مشاهدهشده در مراحل اول و دوم ادامه پیدا میکنند و سپس به وضعیت نسبتاً پایداری میرسند.
برای مثال، فعالیت آنزیمها ممکن است پس از یک وقفهی 4 تا 12 هفتهای بین 25 تا 40 درصد کاهش یابد، اما پس از آن معمولاً اندکی بالاتر از سطح پیش از تمرین باقی میماند. VO₂max نیز بسته به وضعیت تمرینی اولیه میتواند بین شش تا 20 درصد کاهش یافته باشد.
قدرت عضلانی که تا این مرحله نسبتاً ثابت باقی مانده بود، احتمالاً در این دوره شروع به کاهش میکند؛ هرچند مطالعات نشان میدهند که سازگاریهای قدرتی را میتوان با حداقل تمرین تا حدود 12 هفته حفظ کرد.
همچنین تغییراتی در ترکیب الیاف عضلانی رخ میدهد. برای دوچرخهسواران استقامتی، این تغییر بهصورت حرکت بهسمت الیاف نوع I کمترِ کارآمد از نظر هوازی (یا همان الیاف «کندانقباض») و افزایش الیاف نوع II با گرایش بیهوازی بیشتر (معروف به الیاف «تندانقباض») بروز میکند. از آنجا که دوچرخهسواری عمدتاً یک ورزش هوازی است، این تغییر دامنهی وسیعی از تواناییهای دوچرخهسواری را بهطور قابلتوجهی تضعیف میکند.
یک مطالعهی موردی بر روی یک قایقران المپیکی، بهخوبی تأثیر تجمعی دترینینگ را در یک بازهی هشتهفتهای نشان میدهد. این ورزشکار در اوج آمادگی قادر بود توانی معادل 399 وات را در سطح لاکتات 2 میلیمول تولید کند؛ توانی که میتوانست آن را برای ساعتهای طولانی حفظ نماید. پس از هشت هفته عدم فعالیت، این توان بیش از 100 وات ــ یا حدود 25 درصد ــ کاهش یافت.
البته، بار دیگر باید توجه داشت که سطح آمادگی نخبهی این قایقران، سقف بالاتری را برای افت فراهم کرده بود؛ یعنی نقطهی شروع او بهمراتب بالاتر از ورزشکاران معمولی بوده است.
چقدر طول میکشد دوباره به فرم قبلی برگردیم؟
خوب، حالا برسیم به سؤال داغ و اصلی.
بعد از یک وقفه از دوچرخهسواری، چقدر طول میکشد تا آمادگی جسمانی دوباره به سطحی که قبل از توقف داشتید بازگردد؟
متأسفانه، دادههای بسیار کمی وجود دارد که بتوان پاسخ دقیق و قطعی ارائه داد و در عمل این موضوع از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت خواهد بود.
متأسفانه، «بازآموزی» یا Retraining همیشه زمان بیشتری نسبت به «کاهش آمادگی» (detraining) میطلبد. بنابراین، آمادگیای که طی یک وقفهی تمرینی دو هفتهای از دست میدهید، مثلاً بیشتر از دو هفته طول میکشد تا دوباره بازسازی شود. به همین دلیل است که تداوم تمرین تا این حد مهم است و شاید بزرگترین عامل تعیینکنندهی پیشرفت مستمر در آمادگی جسمانی باشد.
اگر فقط یک تا دو هفته وقفه داشتهاید، میتوانید در حدود دو تا چهار هفته دوباره به سطح آمادگی قبلی بازگردید. اگر مدت بیشتری از دوچرخه دور بودهاید، معمولاً زمان بیشتری برای بازسازی آمادگی نیاز خواهید داشت.
در مطالعهی موردی قایقران المپیکی که پیشتر اشاره شد، هشت هفته تمرین طول کشید تا حدود 50 درصد از آمادگی از دسترفته پس از هشت هفته وقفهی تمرینی دوباره بازگردد.
وقتی میخواهید آمادگی جسمانی را بازسازی کنید، معمولاً ابتدا شاهد پیشرفتهای نسبتاً سریع خواهید بود، اما این روند بهتدریج کند میشود و وقتی به سطح قبلی نزدیک میشوید، سرعت پیشرفت کاهش مییابد.
بازآموزی همچنین تا حد زیادی به تاریخچهی تمرینی و سطح آمادگی قبلی وابسته است. از تجربهی مربیگری و تجربهی شخصی در High North Performance، ما مشاهده کردهایم دوچرخهسوارانی که سابقهی تمرین طولانیتری دارند (برای مثال، افرادی که پنج سال یا بیشتر بهطور نسبتاً منظم تمرین کردهاند) میتوانند سریعتر از افرادی که سابقهی تمرین کوتاهتری دارند، آمادگی جسمانی را بازسازی کنند.
از جهاتی، بدن «به یاد میآورد» چگونه به تمرین واکنش نشان دهد و هرچه تاریخچهی تمرینی ورزشکار طولانیتر باشد، این فرآیند مؤثرتر انجام میشود.
چگونه افت آمادگی جسمانی را به حداقل برسانیم؟
اگر مجبور هستید برای مدتی از رکابزدن فاصله بگیرید، اما هنوز هم میتوانید کمی تمرین را در برنامهی خود جا دهید، آیا راهی وجود دارد که افت آمادگی را کاهش دهید؟
باز هم باید گفت که در این زمینه تحقیق زیادی وجود ندارد و بنابراین نمیتوان با قطعیت کامل اظهار نظر کرد. با این حال، یک مطالعه نسبتاً جامع نشان داد که بهترین روش برای حفظ آمادگی جسمانی، یکی از دو گزینهی زیر است:
1. کاهش طول جلسات تمرینی
بهعنوان مثال، بهجای اینکه پنج روز در هفته هر بار دو ساعت رکاب بزنید، میتوانید پنج روز در هفته هر بار یک ساعت رکاب بزنید و شدت تمرینها را همانند قبل نگه دارید.
2. کاهش تعداد جلسات تمرینی
بهعنوان مثال، بهجای اینکه پنج روز در هفته هر بار دو ساعت رکاب بزنید، میتوانید سه روز در هفته هر بار دو ساعت رکاب بزنید و توزیع شدت تمرین را همانند قبل حفظ کنید.
در این مطالعه مشخص شد که کاهش طول جلسات تمرینی تا یکسوم، برای حفظ VO₂max و همچنین استقامت کافی است. همچنین کاهش تعداد جلسات از شش بار در هفته به دو بار در هفته نیز برای حفظ حداقل ویژگیهای آمادگی جسمانی در سطح بالا کافی بوده است (تأثیر این کاهش روی استقامت طولانیمدت در این مطالعه بررسی نشده بود).
3. کاهش شدت تمرین
کاهش شدت تمرین بهعنوان راهی برای کم کردن زمان رکابزدن، به اندازهی روشهای بالا مؤثر در حفظ آمادگی نیست؛ بنابراین اگر میخواهید افت آمادگی را به حداقل برسانید، مهم است که همچنان برخی تمرینهای با شدت بالا را در برنامه داشته باشید.
تمرینهای جایگزین
اگر مصدوم هستید و نمیتوانید دوچرخهسواری کنید، ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید که آیا تمرینهای جایگزین (مانند دویدن یا شنا) میتوانند کمک کنند یا نه.
تمرینهای جایگزین میتوانند اثرات دترینینگ را کاهش دهند، اما بهطور کامل جایگزین زمان از دسترفتهی دوچرخه نمیشوند؛ زیرا شما از عضلات متفاوتی استفاده میکنید و آنها را به شیوهی متفاوتی تقویت میکنید.
اگر ممکن است، بهتر است تمرینهای هوازی جایگزین را انتخاب کنید که ضربان قلب را به شکلی مشابه با دوچرخهسواری بالا ببرد. این کار به حفظ توان قلبی (Cardiac Output) و حجم خون کمک میکند، حتی اگر هنوز هم مقداری افت در عضلات دیده شود. دویدن، دویدن در آب، قایقرانی یا استفاده از دستگاه پلهنورد و کراسترینر در باشگاه گزینههای خوبی هستند.
نگران نشوید
دورههای دترینینگ بخشی اجتنابناپذیر از زندگی یک دوچرخهسوار هستند و پیشرفت آمادگی جسمانی به ندرت خطی است. دورههای کوتاهمدت دوری از دوچرخه (تا دو هفته) تأثیر ماندگار چندانی روی آمادگی جسمانی ندارند، به شرط اینکه این وقفهها زیاد تکرار نشوند، و شما میتوانید در عرض چند هفته دوباره آمادگی را بازسازی کنید.
در این شرایط، اگر یک وقفهی کوتاه تمرینی دارید نگران نباشید، زیرا این وقفهها میتوانند به شما یک استراحت ذهنی از رکابزدن بدهند و انگیزهی شما را دوباره تجدید کنند.
دورههای طولانیتر دوری از تمرین، تأثیر قابلتوجهتری روی آمادگی خواهند داشت؛ ابتدا تواناییهای با شدت بالا کاهش مییابند، سپس استقامت و بعد از آن قدرت. ورزشکارانی که سطح آمادگی بالاتر و سابقهی تمرینی طولانیتری دارند، افت بیشتری را تجربه میکنند، اما معمولاً میتوانند این تغییرات را سریعتر جبران کنند.
اگر با یک وقفهی طولانی مواجه هستید، فکر کنید آیا میتوانید کاری انجام دهید تا بخشی از آمادگی خود را حفظ کنید، مانند کاهش حجم رکابزدن یا وارد کردن تمرینهای جایگزین. انجام یک یا دو جلسه تمرینی با شدت بالا در هفته میتواند نقش بزرگی در حفظ آمادگی داشته باشد.