مجله دوچرخه
بالاخره دوچرخههای گراول در حال تغییرند
تعداد دوچرخههای گراول بیش از حد زیاد است و تفاوت معناداری میان بسیاری از آنها وجود ندارد.
تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا اینهمه مدل گراول در بازار هست؟ فکر میکنم پاسخ را میدانم. من در کشورهای مختلف دنیا روی جادهها رکاب زدهام. جاده آسفالته، جاده آسفالته است. میتوانم دوچرخه جادهایام را هرجا ببرم و مطمئن باشم تجهیزات مناسبی برای رکابزدن دارم.
اما این موضوع درباره جادههای گراولی صدق نمیکند. زبری سطح و ترکیب آنها تفاوتهای بسیار زیادی دارد. مثلاً گراول نرم و اصطلاحاً «شامپاینی» شهر استیمبت اسپرینگز در کلرادو، کاملاً با سنگهای خشن و تنبیهکننده اطراف امپوریا در کانزاس که مسیر مسابقه Unbound Gravel را میسازند، متفاوت است.
فهرست مطالب
حتی گفتن اینکه گراول بر اساس منطقه یا پهنه جغرافیایی فرق میکند هم کافی نیست: گراول آنقدر متغیر است که تقریباً هر جاده گراولی منحصربهفرد است و اغلب در فاصله هر مایل تغییر میکند. جادههای گراولی محلی هم آنقدر متنوعاند که روی بعضی از آنها تایر 30 میلیمتری کافی است، در حالی که روی بعضی دیگر تایر 45 میلیمتری ترجیح داده میشود.
به همین دلیل است که وقتی وارد هر فروشگاه دوچرخهای در هر مکانی میشوید و میخواهید یک دوچرخه جادهای ببینید، فروشنده احتمالاً شما را به همان تجهیزات همیشگی هدایت میکند. اما اگر بگویید یک دوچرخه گراول میخواهید ببینید، بهاحتمال زیاد میپرسد: «چه جور گراولی؟»
از این نظر، دوچرخههای گراول شبیه دوچرخههای کوهستان هستند. یک دستهبندی یکپارچه و یکنواخت نیستند؛ بسیاری از برندها چند خانواده مختلف گراول در سبد محصولاتشان دارند. مثلاً Specialized سه خانواده دارد: Crux، Diverge و Diverge STR. و وقتی هر برند چند خانواده گراول داشته باشد، نتیجه میشود تعداد زیادی دوچرخه گراول.
مشکل اینجاست که برندها دستهبندیهای مختلفی از دوچرخههای گراول ساختهاند که در نهایت تفاوت چندانی با هم ندارند. بخش زیادی از این تمایز ادعایی، سطحی و ظاهری است.
اما یک تحول اخیر، تفاوتهای هدفمندتری ایجاد کرده که در نهایت به دوچرخهسواران بیشتری کمک میکند مدلهایی با ویژگیهای متناسب با نیازشان پیدا کنند. و این تحول دارد این دسته را تکان میدهد.
روند جدید به سمت استفاده فزاینده از تایرهای کراسکانتری دوچرخه کوهستان با عرض 53 تا 57 میلیمتر است؛ روندی که وقتی آغاز شد که بعضی مسابقهدهندگان فهمیدند برای برخی انواع گراول، تایری با این عرض نسبت به تایرهای استاندارد 42 تا 45 میلیمتری برتری دارد. دلایلش روشن است: اگر سطح بسیار خشن باشد، تایر پهنتر سریعتر میغلتد. اگر سنگهای تیز فراوان باشند، تایر پهنتر در برابر پنچری مقاومتر است. در رکابزدن گروهیِ سریع، دیدن موانع سخت است و تایرهای پهنتر اگر رکابزن ناگهان با دستانداز یا چالهای پنهان روبهرو شود، بخشندهتر عمل میکنند. اما چون بسیاری از دوچرخههای گراول زمانی طراحی شده بودند که فضا برای تایرهای حدود 45 میلیمتری کافی تلقی میشد، رکابزنها بزرگترین تایری را که (بهزور) جا میشد داخل فریم میچپاندند؛ کاری که اغلب باعث آسیب دیدن فریم بر اثر سایش تایر یا گل میشد.
تقاضا برای این میزان فضای تایر بهسرعت از توسعه طراحی جلو زد و نتیجهاش این بود که تعداد بسیار کمی دوچرخه گراولِ عملکردمحور میتوانستند چنین تایرهای پهنی را بهطور ایمن جا دهند. حتی تا همین اوایل امسال هم، دوچرخههای گراول مسابقهایِ جدید با فضای کمتر از 50 میلیمتر معرفی میشدند، در حالی که مسابقهدهندگان دوچرخههایی میخواستند که تایر 57 میلیمتری را بپذیرند.
اما حالا اوضاع در حال تغییر است و کمکم شاهد دوچرخههای گراول پرفورمنس بیشتری هستیم که فضای کافی برای تایرهای بزرگ دارند.
من این روند را با تجهیز یک 3T Extrema Italia—که مدتها یکی از معدود دوچرخههای گراول پرفورمنس با فضای تایر 57 میلیمتری بود—به تایرهای مختلف دوچرخه کوهستان، بهویژه تایرهای 57 میلیمتری (2.25 اینچی) Maxxis Aspen ST با 170TPI، آزمایش کردهام. و میتوانم تأیید کنم که استفاده از تایرهای کوهستان روی یک دوچرخه گراول واقعاً بازی را عوض میکند: بسیار سریعتر، نرمتر، بخشندهتر، و با کنترلی بهمراتب مطمئنتر.
دوچرخههایی که اخیراً معرفی شدهاند—مانند نسل دوم Allied Able، Argon 18 Dark Matter و Fara Gr4—بهطور رسمی تایرهای 57 میلیمتری را میپذیرند و به جمع مدلهایی مثل 3T Extrema Italia و Storm Makai در باشگاه «فضای تایر بزرگ» میپیوندند. مدلهای بسیار بیشتری با فضای تایر افزایشیافته (که من آزمایش کردهام اما فعلاً تحت تحریم خبری هستند) در راهاند. همه آنها تایر 57 میلیمتری را جا نمیدهند، اما بهطور فزایندهای، 50 میلیمتر و بالاتر به هنجار تبدیل خواهد شد.
اما نکته اینجاست: همه رکابزدنهای گراولی و همه رکابزنها هر روز به تایر 57 میلیمتری نیاز ندارند. با وجود محبوبیت این روند، من فکر میکنم اوضاع متعادل خواهد شد و تایرهای غولآسای گراول به گزینهای تبدیل میشوند که بسته به شرایط از ترکش بیرون کشیده میشود.
انتخاب تایر، شالوده مسابقات گراول است. اگر میخواستم در بیشترین تعداد رویدادها رقابت کنم، با اطمینان صددرصد یک دوچرخه گراول با شکلدهی آیرودینامیک فریم و سازگار با تایر 57 میلیمتری میخریدم—احتمالاً Allied Able—تا هر وقت لازم شد از آنها استفاده کنم. چون وقتی تایرهای بزرگ مزیت دارند، مزیتشان بسیار بزرگ است. (البته در بیشتر رویدادها همچنان از تایرهای 45 تا 50 میلیمتری استفاده میکردم.)
اما من مسابقه نمیدهم و برنامهای هم برایش ندارم. و برای رکابزدنهای روزمره گراولیام، یک دوچرخه گراول تند، چابک و جمعوجور مثل Aspero 5 جدیدِ Cervélo بهتر از مدلی با فضای تایر بسیار بزرگ است.
نکته مهم این است که Cervélo و Allied چیزی فراتر از تفاوتهای ظاهری دارند.
Allied فضای تایر 57 میلیمتری و هندسهای دارد که برای پذیرش دوشاخ تعلیق طراحی شده، بدون هیچ مصالحهای در فیت یا هندلینگ. این دوچرخه آماده است بهترین تایر را برای هر مسیر مسابقهای بپذیرد و وقتی با تایرهای باریکتر بسته میشود، فضای بسیار زیادی برای مسابقات گِلی دارد. همچنین هندسهای دارد که روی زمینهای خشنتر، پایداری نزدیک به دوچرخه کوهستان ارائه میدهد.
Aspero 5 تنها فضای تایر 45 میلیمتری دارد، اما آیرودینامیکتر است و رفتارهایی نزدیک به دوچرخه جادهای دارد—در سایز من، فاصله محوری چرخهایش تقریباً 40 میلیمتر کوتاهتر از Able است. همین باعث میشود روی زمینهای کمخشنتر، حس اسپرتتری نسبت به Allied داشته باشد.
جمعبندی این است که برندها بالاخره شروع کردهاند در دسته گراول ریسک کنند؛ راههایی برای بهبود محصولاتشان و پاسخدادن به نیازهای رکابزنها پیدا کنند، بهجای اینکه صرفاً برای جا نماندن از یک مُد، یک دوچرخه مشابه دیگر بسازند.
من هنوز هم فکر میکنم دوچرخههای گراولِ بیش از حدِ شبیه به هم زیادند. اما این روند تایر، بالاخره انتخابهای واقعیتری در دسته گراول ایجاد کرده است.