اخبار

چرا ایتالیا همچنان قطب دوچرخه‌سواری دنیاست؟

مسابقات دوچرخه سواری ایتالیا

در جست‌وجوی روح دوچرخه‌سواری

برخی می‌گویند سنت‌ها مانع پیشرفت دوچرخه‌سواری ایتالیا شده‌اند. برخی دیگر می‌گویند دقیقاً همین سنت‌ها اصل ماجرا هستند. همه… نظری دارند.

ایتالیا خود را Bel Paese، «کشور زیبا»، می‌نامد. و کمتر کسی با این عنوان مخالفت می‌کند. این نام نه‌تنها به‌واسطهٔ تاریخ فرهنگی غنی، بلکه به دلیل شعرِ جاری در زندگی روزمرهٔ این سرزمین به دست آمده است: باغ‌های زیتون پلکانی، جاده‌هایی با ردیف سرو که از کنار تاکستان‌ها می‌گذرند، و همهمهٔ آرام زندگی در روستاهای قرون‌وسطایی که گویی زمان هرگز به آن‌ها نرسیده است. برای دوچرخه‌سواران، اینجا جایی است که چشم‌انداز، سبک و روح به هم می‌رسند؛ جایی که رکاب‌زدن چیزی فراتر از حرکت می‌شود و به هنری نزدیک‌تر بدل می‌گردد.

«ایتالیا بهترین جای دنیا برای دوچرخه‌سواری است»، پی‌یر برگونزی، سردبیر Sportweek، هفته‌نامهٔ ورزشی روزنامهٔ La Gazzetta dello Sport، می‌گوید. «سربالایی‌های بزرگ همه‌جا هستند. از سیسیل گرفته تا ساردنیا و پولیا، هرجا که بروید، جاده‌های فوق‌العاده‌ای برای رکاب‌زدن پیدا می‌کنید.»

فراتر از مناظر و زمین، ایتالیا مدت‌ها یکی از خانه‌های معنوی این ورزش بوده است. مسابقات تاریخی‌ای مانند میلان–سن‌رمو، ایل لومباردیا و جیرو دیتالیا، صحنه‌های نمادینی برای بی‌شمار رقابت و حماسه فراهم کرده‌اند و دوچرخه‌ها و تجهیزات ایتالیایی مدت‌ها به‌عنوان اوج عملکرد و طراحی در دوچرخه‌سواری شناخته می‌شدند. به‌بیان ساده، دوچرخه‌سواری ایتالیا شکل‌دهندهٔ ورزشی است که امروز می‌شناسیم.

تپه‌های عضلانی ایتالیا

اما امروز چه؟ ایتالیا دیگر حتی یک تیم مردان در بالاترین سطح این ورزش، یعنی ورلدتور، ندارد. آخرین برندهٔ ایتالیایی گرندتور مردان، وینچنزو نیبالی، در سال 2022 بازنشسته شد. در همین حال، برندهای نمادین ایتالیایی مانند کامپانیولو برای رقابت با رقبایی چون SRAM و شیمانو با دشواری مواجه‌اند. به‌سادگی می‌توان تصور کرد که قلب تپندهٔ دوچرخه‌سواری چیزی بیش از پوسته‌ای از گذشتهٔ پرافتخار خود نیست. اما آیا واقعاً چنین است، یا این آغاز یک بازآفرینی است؟

در صبح زود 13 می 1909، 127 رکاب‌زن از میدان پیاتزاله لورتو در میلان حرکت کردند و نخستین دورهٔ جیرو دیتالیا را آغاز کردند. روزنامهٔ ورزشی La Gazzetta dello Sport با الهام از تور دو فرانس، تنها شش سال پس از نخستین دورهٔ آن مسابقهٔ فرانسوی، اولین گرندتور ایتالیا را راه‌اندازی کرد.

سال‌های ابتدایی کاملاً رنگ‌وبوی ایتالیایی داشت. رکاب‌زنانی مانند کوستانته جیراردنگو و آلفردو بیندا بارها قهرمان شدند و هواداران سراسر کشور را به هیجان آوردند. بیندا بین سال‌های 1925 تا 1935 پنج بار پیروز شد و رکوردی به‌جا گذاشت که بعدها فقط تکرار شد، اما هرگز شکسته نشد.

آنتونیو کولومبو در دفترش در میلان در سال 2019، پیوند میان آزادی هنری و طراحی دوچرخه را برجسته می‌کرد. او این نقاشی کیت هارینگ را پس از نخستین نمایشگاه این هنرمند در میلان در سال 1984 خرید.
تصویر آغازین: پلوتون در یکی از نخستین بخش‌های خاکی مسابقهٔ استراده بیانکه فرود می‌آید. این مسابقهٔ بهاری که حتی 20 سال هم از عمرش نمی‌گذرد، از نظر بسیاری یکی از مونومنت‌های دوچرخه‌سواری محسوب می‌شود.

با این حال، هیچ‌چیز به اندازهٔ رقابت افسانه‌ای جینو بارتالی و فائوستو کوپی، هواداران دوچرخه‌سواری ایتالیا را متحد و در عین حال دوپاره نکرد. این دو، از بزرگ‌ترین قهرمانان تاریخ ورزش، بین سال‌های 1936 تا 1953 در مجموع هشت بار پیروز شدند. روی کاغذ، تفاوتی بنیادی داشتند. بارتالی نماد کاتولیک متعهدِ قلب کشور بود، در حالی که کوپی نمایندهٔ شمال صنعتی و مدرن‌تر محسوب می‌شد. هواداران دو دسته بودند؛ کسی نمی‌توانست هم‌زمان طرفدار بارتالی و کوپی باشد.

تنها زمانی که این رقابت رو به افول گذاشت، جایگاه بین‌المللی جیرو شروع به رشد کرد و در سال 1950، این مسابقه نخستین برندهٔ غیرایتالیایی خود را دید: هوگو کوبلت، رکاب‌زن سوئیسی. قهرمانی بسیار شیک اما زودگذر، که در سال 1951 تور دو فرانس را نیز برد و الگویی را آغاز کرد که در آن پیروزی در جیرو به آیینی گذرگاهی برای ستارگان بین‌المللی دوچرخه‌سواری بدل شد. (تمام برندگان پنج‌بارهٔ تور دو فرانس—ژاک آنکتیل، ادی مرکس، برنار اینو و میگل ایندوراین—همگی جیرو را نیز برده‌اند.)

امروز، در حالی که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان جیرو دیتالیا را تماشا می‌کنند، دوچرخه‌سواری ایتالیا با بحران هویت مواجه است. هرچند الیسا لونگو بورگینی در سال 2024 نخستین ایتالیایی شد که جیروی زنان را برد و در 2025 از عنوان خود دفاع کرد، نزدیک به 10 سال است که هیچ ایتالیایی‌ای برندهٔ جیروی مردان نشده و در آیندهٔ نزدیک نیز گزینهٔ روشنی دیده نمی‌شود.

مراحل اداری و مکاتبات مسابقات دوچرخه سواری ایتالیا

«ما یکی از بدترین دوره‌های تاریخ دوچرخه‌سواری ایتالیا را پشت سر می‌گذاریم»، برگونزی می‌گوید. «20 یا 30 سال پیش، دوچرخه‌سواری متعلق به ‘اروپای قدیم’ بود. حالا رکاب‌زنان جدیدی از استرالیا، آمریکا، بریتانیا و آمریکای جنوبی آمده‌اند.» و در این میدان گسترده‌تر، ایتالیا در حال جبران عقب‌ماندگی است.

البته هنوز چهره‌های برجسته‌ای وجود دارند. جاناتان میلان در حال تبدیل شدن به یک اسپرینتر طراز اول است. فیلیپو گانا قهرمان جهان تایم‌تریال و دارندهٔ مدال طلای المپیک است. «او در کلاسیک‌ها عالی است و شاید بتواند میلان–سن‌رمو یا پاریس–روبه را ببرد»، برگونزی می‌گوید. «اما نمی‌تواند یک مسابقهٔ بزرگ مرحله‌ای را ببرد. پس ما منتظر می‌مانیم.»

نیبالی که در دوران حرفه‌ای خود هر سه گرندتور را فتح کرد، با این نظر موافق است. به گفتهٔ او، ایتالیا رکاب‌زنان خوبی دارد، اما تعدادشان کمتر است. او خلأ اصلی را نبود یک تیم ورلدتور ایتالیایی می‌داند—مسیر روشنی که استعدادها بتوانند به آن هدف بگیرند. اما ساختن یک تیم ورلدتور نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم است: حداقل سه سال توسعه و بین 90 تا 100 میلیون یورو طی پنج سال. و مگر آن‌که یک ابرستاره مانند تادی پوگاچار یا یوناس وینگگور داشته باشید، دیده‌شدن متناسب با این هزینه را به دست نمی‌آورید.

به گفتهٔ برگونزی، مسئله از دست رفتن دانش فنی نیست. «ما مدیران ورزشی، تکنسین‌ها، مکانیک‌ها و ماساژورها را داریم. همهٔ تیم‌های بزرگ دنیا کارکنان ایتالیایی دارند.» اما بدون یک تیم ورلدتور ایتالیایی، این دانش که از نسل‌ها تجربه شکل گرفته، ناگزیر در جای دیگری پراکنده خواهد شد.

فابیو آرو، برندهٔ ووئلتای اسپانیا 2015 و برندهٔ مراحل تور دو فرانس و جیرو دیتالیا، این نگرانی‌ها را تکرار می‌کند. با این حال، او معتقد است ورزش باید از پایه رشد کند و به تیم‌های توسعه‌ای برای کودکان 10 یا 11 ساله نیاز دارد. آرو که در ساردنیا بزرگ شد و برای دنبال کردن حرفه‌اش (مانند نیبالی) به شمال ایتالیا رفت، می‌گوید آن زمان توسکانی با برنامه‌های توسعهٔ جوانان شکوفا بود. «امروز بسیاری از تیم‌های جوانان تعطیل شده‌اند.» او در پاسخ، در سال 2023 آکادمی فابیو آرو را در ساردنیا برای کودکان 6 تا 17 سال راه‌اندازی کرد. «اگر هر حرفه‌ای سابق… کاری برای نسل جوان انجام دهد»، می‌گوید، «این یک سرمایه‌گذاری واقعی برای آینده خواهد بود.»

با وجود خلأ در مسابقات سطح بالا، ایتالیا همچنان میزبان برخی از ارزشمندترین رویدادهای این ورزش است. جیرو دیتالیا همچنان یک نماد فرهنگی باقی مانده است. مائورو وِگنی، مدیر مسابقه، در سال 2020 به من گفت: «ایتالیا کشوری بود که با جنگ متحد شد [جنگ‌های وحدت در قرن نوزدهم]. اما جیرو بخشی از میراث همه است، از شمال تا جنوب.» (حتی دفترچهٔ رسمی مسیر مسابقه Il Garibaldi نام دارد، برگرفته از جوزپه گاریبالدی، چهرهٔ محوری وحدت ایتالیا.)

در جستجوی روح دوچرخه سواری

به گفتهٔ برگونزی، یکی از نقاط قوت امروز دوچرخه‌سواری ایتالیا توانایی خلق و گسترش رویدادهای جدید است. RCS Sports & Events، برگزارکنندهٔ مهم‌ترین مسابقات تاریخی ایتالیا از جمله جیرو، سابقه‌ای روشن در نوآوری دارد. مهم‌ترین نمونهٔ آن، استراده بیانکه است.

این مسابقه که در سال 2007 آغاز شد، به‌سرعت به یکی از موردانتظارترین رقابت‌های فصل تبدیل شد. امروز شاید آن را بدیهی بدانیم، اما در ورزشی چنین مقید به سنت، خلق یک کلاسیک مدرن در آغاز قرن بیست‌ویکم تقریباً غیرقابل تصور بود. با این حال، برگزارکنندگان موفق شدند چیزی بیافرینند که هم ریشه در تاریخ دارد و هم برای ستارگان امروز جذاب است—مسابقه‌ای که به‌همان اندازه که به‌موقع است، بی‌زمان نیز هست.

این رقابت که اوایل مارس برگزار می‌شود، از جاده‌های سفید و خاکی توسکانی عبور می‌کند و در میدان دل کامپو، در قلب سیه‌نا، به پایان می‌رسد. یکی از دیدنی‌ترین رویدادهای تقویم است. و چون این جاده‌های سفید به اندازهٔ سنگ‌فرش‌های پاریس–روبه خشن نیستند، مسیر برای کوه‌نوردها، پانچورها و متخصصان کلاسیک جذاب است. فهرست برندگان اخیر حسادت هر برگزارکننده‌ای را برمی‌انگیزد. در همین حال، راه‌اندازی استراده بیانکه زنان در سال 2015 که همان مسیرها را در همان روز طی می‌کند و تنها چند ساعت پیش از مردان به پایان می‌رسد، نیز فوراً به موفقیت رسید. «استراده بی انکه شاید بهترین خبر برای دوچرخه‌سواری ایتالیا در 20 سال اخیر باشد»، برگونزی می‌گوید.

ایتالیا همچنین در ارتقای مسابقات زنان پیشگام بوده است. سال‌ها جیرو دیتالیا مهم‌ترین مسابقهٔ زنان در جهان بود و موفقیت آن زمینه را برای بازگشت تور دو فرانس زنان در سال 2022 فراهم کرد. و فراتر از حرفه‌ای‌ها، رویدادهای گرن‌فوندو مانند Maratona dles Dolomites همچنان رونق دارند. «برای دوچرخه‌سواران مثل ماراتن نیویورک است»، برگونزی می‌گوید. «هر سال 40 هزار نفر تلاش می‌کنند یکی از 9 هزار جایگاه را به دست آورند.»

نوآوری همچنین در قلب تحول صنعت دوچرخه‌سواری ایتالیا قرار دارد؛ صنعتی که به لطف برندهای جدید و هوشمندی که مهارت سنتی را با فناوری پیشرفته ترکیب می‌کنند، به نظر می‌رسد بهتر از نسل فعلی رکاب‌زنان حرفه‌ای جاده‌ای در برابر رقابت بین‌المللی دوام آورده است.

برای نسل‌ها، دوچرخه‌ها و تجهیزات ایتالیایی مترادف با عملکرد و هنر بودند. برندهایی مانند کولناگو، پینارلو و کامپانیولو، آرزوی هر شیفتهٔ دوچرخه‌سواری محسوب می‌شدند. البته کشورهای دیگر هم محصولات باکیفیت تولید می‌کردند، اما به‌ندرت با وسواس ایتالیا در طراحی و پرداخت نهایی برابری می‌کردند.

تیم‌های مسابقه ایتالیا

کمتر کسی به اندازهٔ آنتونیو کولومبو، مالک دیرینهٔ دوچرخه‌های چینلی، تجسم هنر ایتالیایی است. او، پسر آنجلو لوئیجی کولومبو—بنیان‌گذار لوله‌های فولادی کولومبوس—در سال 1978 چینلی را خرید و استفاده از لوله‌های کولومبوس را در سراسر جهان گسترش داد. اما کولومبو شیفتهٔ هنر نیز هست و دوچرخه را نه‌فقط ابزاری برای عملکرد، بلکه امتدادی از بیان خلاقانه می‌بیند.

«آزادی قلمرو هنر است و قلمرو دوچرخه»، کولومبو می‌گوید. «می‌توان آن را به بی‌شمار شکل تفسیر کرد.» دوچرخهٔ پیست Laser چینلی احتمالاً نخستین دوچرخهٔ تعقیبی با لولهٔ شیب‌دار بود که از چرخ 24 اینچی جلو و 26 اینچی عقب استفاده می‌کرد. کولومبو که مجموعه‌دار پرشور هنر است، از کیت هارینگ خواست یکی از همین دوچرخه‌ها را با دست نقاشی کند.

کولومبو می‌گوید برندهایی مانند کولناگو و پینارلو بیشتر از منظر عملکرد به طراحی می‌نگریستند، اما باور دارد هر سه به نقطه‌ای مشابه رسیدند: «در ایتالیا وسواس واقعی نسبت به صنایع دست ساز وجود دارد.»

امروز بسیاری از این کسب‌وکارهای خانوادگی تغییر مالکیت داده‌اند. ارنستو کولناگو شرکتش را در 2020 فروخت؛ کولومبو در 2021؛ و فاوستو پینارلو در 2023، هرچند همچنان درگیر کار است. اما میراث‌ها پابرجا هستند. از سال 2012، دوچرخه‌های کولناگو و پینارلو در مجموع 11 عنوان تور دو فرانس را به دست آورده‌اند.

استثنای چشمگیر صنعت، کامپانیولو است. این شرکت که زمانی رهبر بلامنازع قطعات بود و نزد کلکسیونرهای دوآتشه جایگاهی رمانتیک داشت، به گفتهٔ مت فیلیپس از Bicycling «در تطبیق با بازاری هرچه تکه‌تکه‌تر و مطالبه‌گرتر دچار مشکل شده است.» این شرکت در ارائهٔ گزینه‌های دنده‌ای بیشتر و طول‌های کوتاه‌تر کرنک کند عمل کرد و تا سال 2024 طول کشید تا پاورمتر کرنک عرضه کند. زمانی که کامپانیولو در 2020 سرانجام یک گروه گرول معرفی کرد، مکانیکی بود اما قیمتی هم‌تراز برخی گروه‌های الکترونیکی داشت. هرچند این شرکت در 2024 موفق به اسپانسر شدن یک تیم ورلدتور نشد، قرارداد 2025 با تیم فرانسوی کوفیدیس شاید آغاز بازگشت باشد.

در عین حال، نسل جدید برندهای ایتالیایی در حال شکوفایی است. کَسک، که کلاه‌های ایمنی را در کارخانهٔ خود در شمال ایتالیا تولید می‌کند، نشان داده تجهیزات ایمنی سطح جهانی لزوماً نباید از سبک چشم‌پوشی کنند. نیمبل نیز بازار کفش دوچرخه‌سواری را با مدل‌هایی که سفتی و راحتی را با طراحی فوق‌سبک ترکیب می‌کنند، بازتعریف کرده است.

ست لباس تیمی تام پیدکاک

و سپس Q36.5 وجود دارد؛ یکی از غیرمنتظره‌ترین داستان‌های موفقیت در پوشاک دوچرخه‌سواری. این برند که در 2013 توسط لوئیجی برگامو—از مدیران سابق شرکت سوئیسی Assos—بنیان‌گذاری شد، در زمانی وارد بازار شد که برندهای مدمحور در حال رشد بودند. اما برگامو بر زیبایی‌شناسی تمرکز نکرد، بلکه برند را حول تنظیم دمای بدن و عملکرد ساخت. خود نام برند به دمای ایده‌آل بدن اشاره دارد: 36.5 درجهٔ سانتی‌گراد. «خواستهٔ من این بود که چیزی کاملاً جدید به بازار بیاورم»، برگامو می‌گوید.

این شرکت کاملاً به محصولات و صنایع دستی ایتالیایی متکی است؛ همه چیز از شعاع 200 مایلی دفتر مرکزی آن در قلب دولومیت‌ها تأمین می‌شود. هر قطعه لباس ترکیبی از پارچه‌های فنی با کارکردهای مشخص است: آیرودینامیک، تنفس‌پذیری یا عایق‌بودن.

رشد این برند در دههٔ گذشته هم‌زمان نامحتمل و چشمگیر بوده است. و فلسفهٔ «عملکرد در اولویت» آن، پایگاه مشتریان وفاداری ایجاد کرده است. وینچنزو نیبالی مشاور آن است و تیم پروتور ثبت‌شده در سوئیس—به رهبری تام پیدکاک—به‌عنوان آزمایشگاه متحرک عمل می‌کند.

«وضعیت صنعتگران ما بسیار قدرتمند است؛ برای فرمان، زین، کفش، هرچه بخواهید»، پی‌یر برگونزی می‌گوید. «ما سنت داریم، دانش داریم و اشتیاق داریم. مایک سینیارد [از Specialized] یک‌بار به من گفت: ‘مردم چیز خوب را دوست دارند. و اینجا در ایتالیا شما چیز خوب دارید.’»

شاید ایتالیا دیگر مانند گذشته در همه‌چیز سلطه نداشته باشد، اما جاذبه‌اش همچنان انکارناپذیر است. هنر، زمین و اشتیاق این کشور هنوز تعریف‌کنندهٔ چیزی است که بسیاری از ما در رکاب‌زدن دوست داریم.

حتی اگر ورلدتور ستاره‌های ایتالیایی کمتری داشته باشد، بسیاری امیدوارند نسل تازه‌ای از campionissimi، یا قهرمانان بزرگ، ظهور کند. «به تنیس نگاه کنید»، برگونزی می‌گوید. «در دههٔ 70 آدریانو پاناتا را داشتیم که رولان‌گاروس را برد. بعد 40 سال هیچ‌کس در ده نفر اول نبود. حالا یانیک سینر نفر اول دنیاست و لورنزو موزتی در ده نفر برتر است.» پس شاید موج بعدی مدعیان گرندتور ایتالیا در راه باشد.

اما حتی در این انتظار، ایتالیا چیزی نایاب‌تر از پیروزی در مسابقات ارائه می‌دهد: روح. عطر اسپرسو که در یک میدان شهر پخش می‌شود، لرزش گرما بر یک سربالایی توسکانی، صدای زمزمهٔ تایرها در کوچه‌های یک روستای قرون‌وسطایی—دوچرخه‌سواری در ایتالیا فقط دربارهٔ سرعت یا آمار نیست. دربارهٔ ریتم، آیین و زیبایی است. این ورزش در چشم‌انداز تنیده شده، در زندگی روزمره ریشه دوانده و در صنایع دستی شکل گرفته است. و شاید فقط به همین دلیل، ایتالیا هرگز جایگاه خود را به‌عنوان قلب واقعی دوچرخه‌سواری از دست ندهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + پانزده =