مجله دوچرخه
۱۲ سال پس از لنس آرمسترانگ، دوچرخهسواری چقدر پاک است؟
12 سال از زمانی که لنس آرمسترانگ نزد اوپرا وینفری اعتراف کرد که هفت عنوان تور دو فرانسش دروغ بوده، میگذرد.
آن پیروزیها بین سالهای 1999 تا 2005 به دست آمدند؛ اولین قهرمانی تنها 12 ماه پس از ماجرای فستینا بود؛ جایی که محصولات دوپینگ در خودروی یکی از مراقبین تیم در مسیر حرکت به سوی استارت بزرگ تور Tour’s Grand Départ در ایرلند کشف شد.
هر دو ماجرا ورزش دوچرخهسواری را به لرزه انداخت. سپس نوبت به عملیات پورتو رسید؛ عملیات پلیس اسپانیا علیه شبکه دوپینگ ورزشی دکتر اوفمیانو فوئنتس (Eufemiano Fuentes) که در می 2006 علنی شد.
فهرست مطالب
این ماجرا نزدیک به 20 سال پیش بود. از آن زمان تاکنون، رسواییهای کوچکتری همچون عملیات آدرلاس Aderlass (2019) و عملیات ایلیکس که همچنان توسط مقامات اسپانیا دنبال میشود، رخ دادهاند. اما در هر دو مورد، هیچ نشانهای وجود نداشت که نشان دهد رکابزنان سطح بالای تورهای بینالمللی درگیر ماجرا بودهاند.
این موضوع دو پرسش را پیش میآورد:
- آیا این ورزش از هر زمان دیگری پاکتر است؟
- و اگر چنین تصور نمیشود، شکافهای موجود در سیستم ضد دوپینگ کجاست؟
هیچ مدرکی کشف نشده است
پس از آنکه لنس آرمسترانگ سرانجام به دوپینگ اعتراف کرد، هفت عنوان پیاپی تور دو فرانس و همچنین مدال المپیک او از وی پس گرفته شد.
راب پاریسوتو (Rob Parisotto)، دانشمند استرالیایی در حوزه سلولهای بنیادی است که نخستین آزمایش تشخیص EPO (اریتروپویتین یا همان محرک خونساز) و همچنین گذرنامه بیولوژیکی ورزشکاران (Athlete Biological Passport – ABP) را ابداع کرد.
کمی بعد به موضوع EPO و گذرنامه بیولوژیکی بازخواهیم گشت، اما دیدگاه کلان پاریسوتو درباره وضعیت «سالم» کنونی چیست؟
او میگوید:
«اینکه بخواهیم مطمئن باشیم عملکردهای خارقالعاده حاصل تواناییهای فیزیکی طبیعی است یا نتیجه تقویت مصنوعی، واقعاً دشوار است.»
«از یک طرف، عملکردهایی وجود داشته که غیرقابل باور به نظر میرسند؛ از طرف دیگر، هیچ مدرکی دال بر تقلب به دست نیامده است.»
پاریسوتو اضافه میکند:
«اخیراً دادههای توان خروجی (Power Data) زیادی از رکابزنان حرفهای منتشر شده که بهطور قابل توجهی بالاتر از دوزهای دوپینگشده سالهای گذشته است، اما باز هم هیچ مدرکی از تخلف وجود ندارد.»
«اینکه چنین عملکردهایی ناشی از استعداد طبیعی، دوپینگ یا حتی استفاده از موتور دوپینگ [قرار دادن یک موتور مخفی در دوچرخه] باشد، در حال حاضر پاسخ روشنی ندارد. چه بسا در آینده پرده از حقایقی برداشته شود.»
یا شاید، به عنوان مثال، تادی پوگاچار (Tadej Pogačar) و تیمش از تجهیزات، تمرینات و تغذیهای بینقص برخوردار باشند و او نیز ژنهای یک قهرمان خارقالعاده را داشته باشد.
این اسلوونیایی، مانند دیگر پیشتازان پلتون، دلیلی برای ایجاد سوءظن به وجود نیاورده است؛ و اگر چنین بود، انتظار میرفت که گذرنامه بیولوژیکی آن را آشکار میکرد.
اثربخشی گذرنامه بیولوژیکی (ABP)
گذرنامه بیولوژیکی ورزشکاران (ABP) را میتوان قویترین سلاح سیستم ضد دوپینگ علیه متقلبان دانست.
به دلیل فهرست بلندبالای رسواییهای دوپینگ در دوچرخهسواری، این سیستم ابتدا در سال 2008 در این ورزش به کار گرفته شد و سپس در سال 2009 توسط آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) به طور کامل پذیرفته شد.
برخلاف تست اولیه EPO که توسط پاریسوتو (Parisotto) توسعه داده شده بود و به دنبال نشانگرهای مستقیم دوپینگ میگشت، ABP رویکردی غیرمستقیم داشت. این یعنی برای هر داروی جدید EPO نیازی به طراحی یک تست پرهزینه جدید نبود. نشانگرهای کلیدی این روش، و همچنان امروز، رتیکولوسیتها (reticulocytes) هستند.
رافائل فایس (Raphael Faiss)، مدیر تحقیقات در مرکز پژوهش و تخصص در علوم ضد دوپینگ (REDs) در دانشگاه لوزان، توضیح میدهد:
«وقتی EPO تزریق میکنید، تولید رتیکولوسیتها (سلولهای قرمز خونی تازه) تحریک میشود، یعنی سطح رتیکولوسیتها در بدن رکابزن بهطور قابل توجهی بالاتر از حد نرمال قرار میگیرد.»
او ادامه میدهد:
«وقتی نمونه اول جمعآوری میشود، محدودههای بالا و پایین بر اساس میانگینهای جمعیتی تعیین میگردد. سپس با اضافه شدن نمونههای بیشتر، این محدودهها بهطور فردی برای هر ورزشکار تنظیم میشود.»
گذرنامه بیولوژیکی همچنین بخشی به نام فاز خاموش (Off-phase) دارد.
وقتی رکابزن مصرف EPO را متوقف میکند، بدن تلاش میکند تعادل طبیعی (هومئوستازی) را بازگرداند و تولید طبیعی گلبول قرمز کاهش مییابد.
این موضوع باعث میشود سطح رتیکولوسیتها پایینتر از حد معمول بیاید. حال تصور کنید یک خط افقی میانی با محدوده بالا و پایین وجود دارد؛ اگر سطح رتیکولوسیتها از این محدوده فراتر رود یا پایینتر بیاید، میتواند نشانهای از دوپینگ باشد.
یک مقاله پژوهشی در سال 2010 تأثیر مثبت ABP را نشان داد. مقاله ماریو زورزولی (Mario Zorzoli) و فرانچسکا روسی (Francesca Rossi) با عنوان «اجرای گذرنامه بیولوژیکی: تجربه اتحادیه بینالمللی دوچرخهسواری» نشان داد که بین سالهای 2001 تا 2007 ، حدود 10٪ از نمونهها دارای سطح رتیکولوسیت در محدودههای افراطی (کمتر از 0.4٪ یا بیشتر از 2٪) بودند. اما پس از معرفی ABP، این رقم به حدود 2 تا 3 درصد کاهش یافت.
فایس میگوید:
«وقتی ABP شروع شد، تعداد زیادی از ورزشکاران با سطوح بسیار پایین رتیکولوسیت ظاهر شدند، چون همه در طول مسابقه مصرف را متوقف کرده بودند.»
«اما بعداً ورزشکاران شیوههای خود را تغییر دادند؛ آنها شروع کردند به کاهش میزان مصرف EPO – به عبارت دیگر، میکرودوزینگ.»
طبق تحقیقات، نسل اول دوزهای بالای EPO باعث افزایش سطح هموگلوبین و رتیکولوسیتها به میزان 1.7 برابر نسبت به میکرودوزینگ میشد. این مقدار در میکرودوزینگ بسیار کمتر است، اما هنوز هم به اندازهای هست که عملکرد را بهبود دهد. یک مطالعه دانمارکی نشان داد که میکرودوزینگ EPO میتواند عملکرد رکابزنان در تایمتریال را تا 5٪ بهبود بخشد.
فایس میگوید:
«این سیستم کامل نیست، چون میکرودوزینگ سختتر قابل شناسایی است، اما میتوان گفت که ABP تأثیر مثبتی داشت چون میزان مصرف EPO را کاهش داد.»
«و از دیدگاه سلامت، این وضعیت بسیار بهتر است.»
مغزهایی برای ارتفاعات غیرقانونی
آنچه تصویر میکرودوزینگ را بیش از پیش مبهم میکند، تمرین در ارتفاع است. در ظاهر، هدف هر دو روش یکی است: افزایش سطح EPO که سپس موجب افزایش تعداد گلبولهای قرمز خون میشود. این گلبولها توانایی بیشتری در جذب اکسیژن پیدا میکنند و در نتیجه عضلات فعال سوخترسانی بهتری دارند و شما میتوانید سریعتر و طولانیتر رکاب بزنید.
یک مقاله در سال 2022 به قلم یوناس سوگی (Jonas Saugy) با عنوان «ارتفاع و اریتروپویتین: ارزیابی مقایسهای تأثیر آنها بر شاخصهای کلیدی گذرنامه بیولوژیکی ورزشکاران: یک مرور» نشان داد که پروفایل خونی یک ورزشکار هنگام میکرودوزینگ از نظر شاخصها غیرقابل تشخیص با پروفایلی بود که پس از قرار گرفتن در معرض شرایط کماکسیژن (هایپوکسیک) ایجاد میشود. به بیان سادهتر، اگر مقامات ضد دوپینگ تغییری غیرعادی در خون در ارتفاع مشاهده کنند، میتوان آن را به هوای رقیق نسبت داد و نه به فعالیت مشکوک.
اما ارتفاع تنها برای پنهانسازی EPO استفاده نمیشود.
فایس توضیح میدهد:
«گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی ورزشکاران در پرونده آدرلاس (خونگیری)، در ارتفاع خون خود را استخراج کرده و سپس در سطح دریا دوباره به بدن تزریق میکردند، چون ارتفاع باعث بازسازی سریعتر و طبیعیتر گلبولهای قرمز میشود. بعضی ورزشکاران واقعاً خلاقیت به خرج میدهند.»
بنابراین، ارتفاع شکافهایی در سیستم ABP ایجاد میکند. این موضوعی است که WADA از آن آگاه است و حتی تحقیقات متعددی را برای یافتن راهحل تأمین مالی کرده است.
یکی از این تحقیقات که توسط نیکولای بااستراپ نوردسبورگ (Nikolai Baastrup)، رئیس بخش تغذیه، ورزش و فعالیت بدنی در دانشگاه کپنهاگ، انجام شد، نشان داد که نشانگرهای ژنتیکی EPO هنگام میکرودوزینگ بهطور قابل توجهی بالاتر از تمرین در ارتفاع هستند.
پاریسوتو (Parisotto) میگوید:
«در نهایت، ABP طی سالها بخشی از درخشش خود را از دست داده است، اما همچنان یک ابزار اطلاعاتی مفید باقی مانده و میتواند موارد آشکارتر را شناسایی کند.»
«چه بحث بر سر سوءاستفاده از EPO باشد، چه انتقال خون، چه عوامل القاکننده هیپوکسیک (مانند داروی ضد کمخونی Roxadustat) یا حتی گلبولهای قرمز مصنوعی (در آیندهای نهچندان دور)، ABP همچنان یک سیستم هشداردهنده عالی پیش از اجرای پروتکلهای تست هدفمند است.»
تقلید از سیستم
تستهای هدفمند به نمایندگی از سوی اتحادیه بینالمللی دوچرخهسواری (UCI) توسط «آژانس بینالمللی تست» (ITA) انجام میشوند. این بخش در مقیاس خرد است. در مقیاس کلان، ورزشکاران توسط سامانهای به نام ADAMS تحت نظر قرار میگیرند. «این همان سیستم مدیریت و اداره ضد دوپینگ است»، فایس توضیح میدهد.
«در این سیستم پاسپورت بیولوژیکی ورزشکار (ABP) ثبت میشود و همچنین بخش مربوط به محل حضور (Whereabouts) ورزشکار نیز قرار دارد.»
بخش محل حضور نرمافزاری است که در آن رکابزنان موظفاند هر روز یک نشانی مشخص و یک بازهی یکساعته اعلام کنند که در آن زمان میتوان آنها را برای انجام تست پیدا کرد. اگر ورزشکاری سه بار در طول ۱۲ ماه (این بازه از سال ۲۰۱۵ از ۱۸ ماه به ۱۲ ماه کاهش یافته است) در مکان اعلامشده حاضر نباشد، این موضوع یک تخلف ضد دوپینگ محسوب شده و میتواند به محرومیت منجر شود.
بسیاری از رکابزنان تا امروز تست را از دست دادهاند، از جمله یوناس وینگگارد در سال ۲۰۱۹.
او به رسانه دانمارکی Ekstra Badet گفت: «گوشی موبایلم را در آشپزخانه جا گذاشته بودم و زنگ در خانهمان هم کار نمیکرد. آنها سعی کردند با من تماس بگیرند و مشخص بود که امکان پاسخ دادن وجود نداشت.»
مارک کاوندیش نیز در سال ۲۰۱۱ یک تست را از دست داد. البته یک بار غیبت در تست به معنای تقلب یا گناهکاری نیست – مگر اینکه بعداً فاش شود چطور میتوان سیستم محل حضور را دور زد.
اسکیباز استقامت، مکس هاوکه که در رسوایی آدرلاس (Aderlass) دستگیر شد و حتی از او فیلم گرفته شد که خون خودش را به بدن تزریق میکرد، بعدها در یک کنفرانس ضد دوپینگ توضیح داد که عمداً در آپارتمانی در طبقه بالایی زندگی میکرد تا اگر مأموران ضد دوپینگ زنگ در را بزنند، وقت کافی داشته باشد تا آب نمک بنوشد؛ چرا که آب نمک میتواند نشانههای دوپینگ را پنهان کند.
او همچنین به مأموران میگفت که تازه یک جلسه تمرین سنگین انجام داده و باید دو ساعت صبر کنند، چون ورزش میتواند نتایج آزمایش را دچار اختلال کند.
روزنامه اسپانیایی مارکا در جریان تحقیق روی عملیات Ilex شکافهای بیشتری در سیستم محل حضور کشف کرد. آنها نشان دادند که رکابزنان میتوانند از قوانین حریم خصوصی اسپانیا سوءاستفاده کنند؛ قوانینی که میگویند انجام تستهای دوپینگ در منازل ورزشکاران بین ساعت ۱۱ شب تا ۶ صبح ممنوع است. همچنین بازدید در تعطیلات آخر هفته هم مجاز نیست، مگر اینکه مجوز ویژه از مقامات دریافت شود.
این شیوهی «خریدن زمان» پیشتر توسط لانس آرمسترانگ نیز بهکار گرفته شده بود. او به کمدین آمریکایی بیل ماهر گفت: «وقتی داخل لیوان ادرار کردم و آنها نمونه را آزمایش کردند، تست منفی شد. اما واقعیت و حقیقت ماجرا این است که بعضی از این مواد – بهویژه همان مادهای که بیشترین فایده را دارد [که همه ما میدانستیم منظورش EPO است] – نیمهعمر چهار ساعته دارد… با نیمهعمر چهار ساعته، کافی است خودتان حساب کنید.»
مکان، آزمایشگاهها و سطح
روزنامه مارکا به یکی دیگر از نگرانیهای مقامات ضد دوپینگ اشاره کرد – اینکه نمونهها باید ظرف 48 ساعت پس از گرفته شدن برای آزمایش ارسال شوند.
این موضوع برای کشورهایی که دسترسی محدودی به آزمایشگاههای مورد تأیید دارند مشکلساز است.
پاریسوتو میگوید: «در سراسر جهان فقط ۳۰ آزمایشگاه مورد تأیید آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) وجود دارد. بنابراین، برای بسیاری از کشورها، عملاً مناطقی بدون پوشش تست دوپینگ به شمار میروند. این مناطق فقط در صورتی تحت پوشش هستند که فدراسیونهای بینالمللی یا خود ITA در آنها تست انجام دهند.»
این موضوع با گزارش «آمار اعتبار» از سوی MPCC (جنبش دوچرخهسواری معتبر) همخوانی دارد. طبق این گزارش، تا سپتامبر ۲۰۲۴، «۷۵ دارنده مجوز حرفهای به دلیل نقض قوانین ضد دوپینگ (ADRV) محروم شدهاند… این محرومیتها در تقریباً تمام رشتههای دوچرخهسواری دیده میشود – جاده، پیست، سیکلوکراس، BMX و کوهستان.»
از میان این ۷۵ ورزشکار محروم، کلمبیاییها با ۱۶ مورد در صدر بودند. کلمبیا آزمایشگاه مورد تأیید وادا ندارد و نزدیکترین مرکز به آن در کشور همسایه، برزیل است.
با این حال، MPCC پیشنهاد داد که بیشتر از «محل» جغرافیایی، «سطح تیم» منجر به تستهای مثبت شده است: «بسیاری از دوچرخهسوارانی که تست مثبت داشتند، نیمهحرفهای بودند و در مسابقات تقویم قارهای آمریکا شرکت میکردند؛ مسابقاتی که تحت پوشش تست توسط آژانسهای ملی یا UCI قرار ندارند.»
بعد از کلمبیا، پرتغال با ۱۵ نفر در رتبه بعدی بود؛ بسیاری از آنها پس از عملیات «Prova Limpa» پلیس محلی و با افشاگری یک مطلع از دوپینگ گسترده در تیم قارهای W52-FC Porto محروم شدند. در رتبه سوم ایتالیا با ۸ ورزشکار قرار داشت که ۵ نفر از آنها در سطح قارهای رکاب میزدند.
چرا این حجم نامتناسب از تستهای مثبت در میان رکابزنان سطح قارهای وجود دارد؟ احتمالاً به این دلیل است که پاسپورت بیولوژیکی (ABP) برای رکابزنان دسته سوم اجباری نیست.
شاید فکر کنید اگر دارویی غیرقانونی مثل EPO چنین تأثیر بزرگی بر عملکرد دارد، پس چرا رکابزنانی که در سطح قارهای تقلب میکنند، آنقدر قدرتمند نیستند که به سطح «پاکتر» تورهای جهانی (WorldTour) برسند؟ بدبینها ممکن است بگویند ورزشکاران و تیمهای سطح وردتور منابع کافی برای این دارند که هرگز گیر نیفتند.
فایس در پاسخ میگوید: «امروز شما میتوانید موادی را تشخیص دهید که غلظتشان هزار برابر کمتر از ۱۰ سال پیش است.»
اما پاریسوتو برمیگردد و میگوید: «ورزشکاران همواره به دنبال سوءاستفاده از خلأهای قانونی خواهند بود. افزایش حساسیت تستها باعث شده احتمال نتایج مثبت به دلیل مکملها یا غذاهای آلوده بیشتر شود.
دارویی که در ادرار به دلیل آلودگی دیده میشود، از نظر تست قابل تشخیص از مصرف عمدی نیست؛ همین باعث میشود ورزشکاران بتوانند نتایج را به چالش بکشند.»
با این حال، فایس و پاریسوتو هر دو موافقاند که جنبش ضد دوپینگ به منابع مالی بیشتری نیاز دارد. تستها بسیار پرهزینه هستند. به همین دلیل هدف ABP این است که به طور میانگین فقط سه تست در سال برای هر ورزشکار انجام شود.
این فصل، تیمهای وردتور مردان ۲۱۵ هزار یورو به ITA پرداختند که بخشی از هزینه ثبتنامشان در UCI بود، در حالیکه تیمهای پروفشنال مردان ۱۰۰ هزار یورو دادند. برای بسیاری از تیمها، این مبلغ کمتر از ۱٪ بودجهشان است.
مشارکت ضد دوپینگ UCI حدود ۱۰ میلیون یورو است. مسابقات بزرگی مثل تور دو فرانس هم کمکهای جداگانهای میکنند (۲۱۴ هزار دلار). بودجه سالانه وادا برای ورزش ۵۷.۵ میلیون دلار است.
در صنعتی با گردش مالی تریلیون دلاری، این رقم تقریباً هیچ است. پس چرا بیشتر نمیشود؟
پاریسوتو میگوید: «فکر میکنم هر سازمان ضد دوپینگ و هر فدراسیون ورزشی، یک برنامه موفق ضد دوپینگ را برنامهای میدانند که متخلفان کمی را کشف کرده باشد؛ به این ترتیب حامیان مالی و اسپانسرها همچنان میآیند و پول خرج میکنند.
برای هر ورزشی، افشای گسترده دوپینگ به منزله نابودی چهرهاش و حتی بقای آن است؛ بنابراین نمیتواند بیش از حد سختگیرانه باشد.
میدانم کمی بدبینانه به نظر میرسد، اما در بهترین حالت، تلاشهای ضد دوپینگ جهانی چیزی شبیه به یک پوشش محدود است [یعنی بخشی کوچک از یک رسوایی عمومی میشود، بدون اینکه تمام حقیقت بیان شود]، چه از روی عمد و چه به دلیل کمبود اراده و منابع اختصاص دادهشده به این موضوع.»
واقعیت تلخ این است که افشای بزرگترین رسواییهای دوپینگ مثل فستینا، پورتو و آدرلاس مستقیماً توسط سازمانهای ضد دوپینگ نبود؛ بلکه نتیجه اقدامات نیروهای انتظامی و پلیس بود.
آینده
پس حالا کجا ایستادهایم؟ پاسپورت بیولوژیکی (ABP) کامل و بینقص نیست، اما فایس میگوید که این سیستم بهعنوان یک عامل بازدارنده مؤثر عمل کرده است.
او میگوید که بودجه بیشتری به پروژههای گوناگون ضد دوپینگ اختصاص داده میشود، از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای شناسایی ناهنجاریها در میلیونها داده ثبتشده.
از سوی دیگر، پاریسوتو انبوهی از ایدهها برای تقویت سیستم دارد، از جمله گسترش پوشش برنامه ABP از طریق آزمایشگاههای محلیِ مورد تأیید.
او میگوید: «انجام تستها و مدیریت نتایج باید توسط نهادهای مستقل و خارجی صورت گیرد. اعتماد به سیستم اخیراً خدشهدار شده و این ایجاب میکند که فدراسیونهای ورزشی در مدیریت نتایج شفافتر باشند. همچنین من شرط اجباری شرکت ورزشکاران در رقابتها را انتشار عمومی نتایج تستها قرار میدهم.
در نهایت، وسوسه دوپینگ به مسئلهی ریسک و پاداش برمیگردد، نه انتخابی اخلاقی یا اصولی. دوپینگ همیشه بخشی از ورزش خواهد بود، اما باید تمام منابع موجود در محیطی عاری از مداخلههای شخصی، شرکتی، تجاری و سیاسی بهکار گرفته شوند.
اینها ایدههایی آرمانگرایانه و بلندپروازانهاند، اما جایگزینش چیست؟ آزادی کامل برای مصرف دارو؟ و درباره دیگر انواع «دوپینگ» چه؟ مثل دوپینگ مکانیکی، زیستفناورانه و ژنتیکی؟
گاهی مشکلات غیرقابلحل به نظر میرسند، اما دست روی دست گذاشتن غیرمسئولانه است و فرهنگی را رواج میدهد که در آن ‘عادی بودن’ کافی به حساب نمیآید.»